گل فروشی .....
غنچه بریدن زشاخه رسم روزگارنیست
غنچه بریدن زشاخه رسم روزگارنیست
رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در نامهای به مدیرکل یونسکو، با اشاره به از بین بردن کاشی های چند صد ساله پارسی زبان مقبره نظامی نسبت به سیاست پارسی زدایی کشور آذربایجان اعتراض کرد.

رئیس سازمان میراث فرهنگی در ادامه از بین بردن کاشی های چندصد ساله به زبان پارسی مقبره نظامی را که به منزله دلیل و برهانی قاطع بر هویت اصیل بنای تاریخی مقبره این شاعر بزرگ پارسی گو است، اقدامی غیرقابل درک توصیف کرده و تصریح کرده است: این اقدام به مثابه رویکردی غیر فرهنگی و بدون توجه به تقارب فرهنگی است.
نجفی با تاکید بر اینکه از بین بردن کاشی های چندصد ساله به زبان پارسی مقبره نظامی به هیچ وجه نمی تواند روح حاکم بر هویت و جایگاه اصیل این شخصیت را مخدوش کند، مراتب اعتراض خود را به این اقدام کشور آذربایجان ابراز داشته و تاکید کرده است: درخواست ما از یونسکو به عنوان متولی اصلی امور فرهنگی در عرصه بین المللی، اقدام فوری نسبت به توقف این عمل غیرفرهنگی و برگرداندن آن به شکل اولیه است.
مزدک پسربامدادان ازمردم استخرفارس درروزگارفرمانروایی ساسانیان،برپادارنده یکی ازبزرگترین جنبش های اجتماعی ایران باستان،بین سالهای488-496میلادی بود.شوربختانه،ازچندوچون این جنبش وچگونگی اندیشه های مزدک آگاهی های درستی دردست نیست.چراکه هیچ نوشته وبازمانده ای ازمزدک وپیروان اوبرجای نمانده است.
آنچه ازاندک برجامانده های روزگارساسانی وازکتابهای تاریخی پرشمارسده های نخستین اسلامی برمی آید،مزدک به هنگام شهریاری کواد(قباد)ساسانی،نویدی برای بهبود وبهنجارسازی زندگی مادی مردم دادوآئینی نوین بنیاد نهاد.آیین اوگویا برابری «داشته»هاو«دارایی»هارابرای همه خواستاربود.
شهرستانی،رخدادنگار وجغرافی دان نامورسده های نخستین اسلامی درکتاب«ملل ونحل»خودآورده است که به باورمزدک،کینه وناسازگاری بنیادین مردم،نابرابری میان آنان است،پس به ناگزیر بایدنابرابری راازمیان برداشت تاکینه،دشمنی ودودستگی ازجهان رخت بربندد.
برابرنوشته های پهلوی،مزدک خودازپیشوای مینوی دین زردشتی می نامد.به باورمزدک،خداوندداده های روی زمین رابرای همگان آفریده است وهمه انسانهابایدازاین داده هایکسان وهمانندبرخوردارباشند.برخی ازسرچشمه های تاریخی؛باورمزدک وپیروانش به اشتراک زنان رایادآورشده اند.آنانی که مزدک راآورنده ی آیین بهبودسازمی دانند؛این گونه نوشته های تاریخی راچندان درست نمی دانند.وآن راگزارشی ازسوی دشمنان مزدک می خوانند.درکتاب دینکرد3،دریک گفتگو میان موبدان وپیروان مزدک،مزدکیان جانمایه ی آیین خودرابرمبارزه باپنج نادرستی وزشتی:رشک،کین،خشم،نیازمندی وآزمندی پایه ریزی می کنندودراین راه ازیاری ازکیش مانی نیزخودرابی بهره نمی دانند.
مزدک براین باوربودکه سرانجام نور(نیکی)برتاریکی(بدی)چیره خواهدشد.
ازآن چه ازتاریخ بر می آیدمی توان دریافت که مزدک دریک پیروزی آشکار،یارای آن رایافت تادرروزگارفرمانروایی کواد(496-488میلادی)،پادشاه ساسانی راباخویش همراه وهمیارسازد.برابرباتاریخ،کواددرهای انبارهای پادشاهی گندم و....رابه روی مردم گشودوزمینهای کشاورزی رامیان دهقانان پخش کرد.
به نوشته تورج دریایی،نویسنده کتاب«شاهنشاهی ساسانی»،اندیشه مزدک وجنبش مزدکیان توانست تا اندازه ی بسیاری نیرومندی اشراف،بزرگان،زمینداران بزرگ وموبدان راکاهش دادوبرتوان مندی پادشاه بیفزود.
بادرگذشت کواد(531میلادی)وجانشینی خسروانوشیروان به جای او،آیین مزدک وجنبش مزدکیان،خسروانوشیروان راخشمگین کرد.به فرمان اومزدک وبسیاری ازیارانش کشته شدند.
بکشتندشان هم به سان درخت
زیرپای وزیرش سرآگنده سخت
گویندپس ازسالها مزدکیان با یک سازماندهی ویژه،به این کشتارهاپاسخ داندوزمینه های فروپاشی ساسانیان رافراهم آوردند.
این منم کورش
پسرماناناوکمبوجیه
پادشاه جهان
پادشاه پهناورترین سرزمین های آدمی
ازبلندی های پارسوماش تابابل بزرگ
این منم پیشوای خرد،خوشی،پاکی وپارسایی
نواده ی بی بدیل نور،توتیای ترانه،سرآمدسلطنت
بعل با من است ونبوبامن است من آرامش بی پایان انشان و
شکوه ملت خویشم.
من پیام آوربرگزیده ی اهوراوعدالتم
که جزآزادی آوازدیگرنیاموخته ام
وجزآزادی آوازدیگری نخواهم آموخت.
پس شادمان باشید
زیرابه یاری ستم دیدگان خسته خواهم آمد
من شریک درهم شکستگان سرزمین شما هستم
زودا ازاین ورطه برخواهیدخاست
ومن این شب وحشت رادرحواهم شکست
وزوررابه خاطرخاموشان بازخواهم خواند
وآزادی آدمی رارقم خواهم زد
وبه خنیاگرخواهم گفت
برای گوشه گیران وگمنامان بخوانند
من آمده عدالت ومیزبان آزادی ام.
چنین پنداشته،چنین گفته،چنین کرده ام
که پروردگاربزرگ
به اسم هفت آسمان بلندآوازم داد
تاپیشوای دانایان وبرادردریا دلان شوم.
من امنیت بی پایان آوارگان زمینم
که به احترام آزادی
دیوان ودرندگان را به دوزخ درافکنده ام.
پس اهریمن نابکاربداند
که سرزمین من،ساحت بی انتهای آفتاب و
آرامش آدمی ست
تاپرده دران ودیوان بدانند
من دولت دریا ودلالت دانایی ام
من منجی منتظرا بی ماه ومونسم
که آشتی آسمان وزمین را به زندگان خواهم
بخشید.
من قانون گذاربزرگ بارانم
که رحمت ورهایی رابه ارمغان آورده ام.
شاه شاهان پسرمانداناوکمبوجیه
از میان
شاعران معاصر چند تنِ محدود، مانند ابوالقاسم حالت، ادیب برومند، جمال
شهران و فریدون ضرغامی هم که نامی از بحرین در شعر خود آوردهاند، بیشتر
قبل از وقوع واقعهی انتزاع بحرین یعنی در جهت همسویی با موضعگیری
حاکمیت وقت بوده است. برای مثال، ابوالقاسم حالت گفته است:
کنون جزیرهی بحرین گر نکو نگری
چو کودکیست که از مادر عزیز جداست26
ادیب برومند نیز در اردیبهشت 1336 – قبل از وقوع واقعه – گفته است:در غم هجر تو ای بحرین مرواریدوار
چشم ایران، گاه چون بحر است و گه چون رودبار27
وی در 1328 هم گفته بود:
منم بحرین نفتآلوده دامن
که بر تن آتشم افروخت دشمن28
تنها
شاعرانی که بههنگام وقوع واقعه شعر ساختهاند، جمال شهران و فریدون
ضرغامیاند که ما سرودهی شاعر اخیر در این زمینه را بهطور کامل در
دانشنامهی شعر (حسن امین، انتشارات دایرتالمعارف ایرانشناسی، تهران –
1387، ص 335) چاپ کردهایم:
بحرین از خیانت شه مثله شد، هلا!
هُش دار هموطن که نگردد ز بد بتر
بهر نجات خطّهی بحرین کن قیام
بر کف بگیر پرچم پیروزی و ظفر29
25- قتلهای سیاسی و تاریخی سی قرن ایران، ص 380-379.
26- ماهنامهی ایرانمهر، به سردبیری سیدحسن امین، شمارهی 2 (شهریور 1382)، ص 53.
27- برومند، عبدالعلی، سرود رهایی، تهران، محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، 1384، ص 309.
28- همانجا، ص 315.
29- امین، سیدحسن، دانشنامهی شعر، تهران، دایرهالمعارف ایرانشناسی، 1386، ص 335.
![]() |
شبی، دل بود و دلدارِ خردمند دل از دیدار دلبر، شاد و خرسند
که با بانگ بنان و نام ایران دو چشمم شد ز شور عشق، گریان
چو دلبر شور اشک شوق را دید به شیرینی ز من مستانه پرسید
بگو جانا که مفهوم وطن چیست که به مهرش، دلی گر هست دل نیست
به زیر پرچم ایران نشستیم و در را جز به روی عشق بستیم
به یمن عشق در ناب سفتم و در وصف وطن اینگونه گفتم
وطن خاکی سراسر افتخار است که از جمشید و از کِی، یادگار است
وطن یعنی نژاد آریایی نجابت، مهرورزی، با صفایی
وطن خاک اشوزرتشت جاوید که دل را میبرد تا اوج خورشید
وطن یعنی اوستا خواندن دل به آیین اهورا ماندن دل
وطن تیروکمانِ آرش ماست سیاوشهای غرقِ آتش ماست
وطن منشور آزادی کورش شکوه جوشش خون سیاوش
وطن نقشونگار تخت جمشید شکوه روزگارِ تخت جمشید
وطن فردوسی و شهنامه اوست که ایران زنده از هنگامه اوست
وطن آوای رخش و بانگِ شبدیز خروش رستم و گلبانگ پرویز
وطن شیرین خسرو پرورِ ماست صدای تیشه افسونگر ماست
وطن چنگ است بر چنگ نکیسا سرود باربدها خسرو آسا
وطن یعنی سرود رقص آتش به استقبال نوروزی فرهوش
وطن یعنی درختی ریشه در خاک اصیل و سالم و پر بهره و پاک
وطن یعنی سرود پاک بودن نگهبان تمام خاک بودن
وطن را لالههای سرنگون است که از خون شهیدان لالهگون است
وطن شوش و چغارنبیل و کارون ارس، زایندهرود و موجِ جیحون
وطن خرم ز دین بابک پاک که رنگین شد ز خونش چهره خاک
وطن یعقوب لیث آرد پدیدار و یا نادرشه پیروز افشار
به یک روزش طلوع مازیار است دگر روزش ابومسلم به کار است
وطن یعنی صفای روستایی زلال چشمههای بی ریایی
وطن یعنی دو دست پینه بسته به پای دار قالیها نشسته
وطن یعنی هنر یعنی ظرافت نقوش فرش در اوج لطافت
وطن در هی هی چوپان کرد است که دل را تا بهشت عشق برده است
وطن یعنی تفنگ بختیاری غرور ملی و دشمن شکاری
وطن یعنی بلوچ با صلابت دلی عاشق نگاهی با مهابت
وطن یعنی خروش شروه خوانی ز خاک پاک میهن دیده بانی
ز عطر خاک میهن گر شوی مست کویر لوت ایران هم عزیز است
وطن یعنی بلندای دماوند ز قهر ملتش، ضحاک در بند
وطن یعنی سهند سرفرازی چنان ستارخانش پاکبازی
مرا نقش وطن در جان جان است همان نقشی که در نقش جهان است
وطن یعنی سخن یعنی خراسان سرای جاودان عشق و عرفان
وطن گلواژههای شعر خیام پیام پر فروغ پیر بسطام
وطن یعنی کمال الملک و عطار یکی نقاش و آن یک محو دیدار
در این میهن دو سیمرغ است در سیر یکی شهنامه دیگر منطق الطیر
یکی من را ز دشمن میرهاند یکی دل را به دلبر میرساند
خراسان است و نسل سربداران زجان بگذشتگان در راه ایران
وطن خون دل عین القضاتست نیایشنامه پیرهرات است
وطن یعنی شفا، قانون، اشارات خرد، بنشسته در قلب عبارات
نظامی خوش سرود آن پیر کامل «زمین باشد تن و ایران ما دل»
وطن آوای جان شاعر ماست صدای تار باباطاهر ماست
اگر چه قلب طاهر را شکستند و دستش را به مکروحیله بستند
ولی ماییم و شعر سبز دلدار دو بیت طاهر و هیهات بسیار
وطن یعنی تو و گنجینه راز تفال از لسان الغیب شیراز
وطن آوای جان مِی پرستان سخن از بوستان و از گلستان
وطن دارد سرود مثنوی را زُلال عشق پاک معنوی را
تو دانی مولوی از عشق لبریز نشد جز با نگاه شمس تبریز
وطن یعنی سرود مهربانی وطن یعنی شکوه همزبانی
وطن یعنی درفش کاویانی سپید و سرخ و سبزی جاودانی
به پشت شیر خورشیدی درخشان نشان قدرت و فرهنگ ایران
وطن شور و نشاط هستی ما وطن میخانه ما، مستی ما
وطن دارالفونِ میرزاتقیخان شهید سرفراز فینِ کاشان
وطن یعنی بهارستان، مصدق حضوری بیریا چون صبح صادق
ز خاک پاکها پروین بخیزد بهار پیر مهرآیین بخیزد
که از جان، ناله با مرغ سحر کرد دل شوریده را زیر و زبر کرد
وطن یعنی صدای شعر نیما طنین جان فزای موج دریا
وطن یعنی خزر، صیاد، جنگل خلیج فارس، رقص نور، مشعل
وطن یعنی تجلیگاه ملت حضور زنده آگاه ملت
وطن یعنی دیار عشق و امید دیار ماندگار نسل خورشید
کنون ای هموطن، ای جانِ جانان بیا با ما بگو پاینده ایران
شعرازمصطفی بادکوبه ای
جزایرسه گانه چو دری ثمین
هما ره بود خاک ایران زمین
به موسی ، دو تمب عزیزو قرین
فرازش بود آن سه رنگ وزین
کهن نقشه ای هست زملک برین
جزایر به رنگش به ایران عجین
نوشته چه زیبنده و راستین
خلیج است وایران ، چو یک سرزمین
بود این نگاه همه ، آذرین
جز این هم نخواهد بود ، تا یقین
از ر- الف / دیلمقانی (آذرین

لئونید برژنف رئیس جمهور شوروی به اتفاق همسر خود هنگام بازدید از آثار تخت جمشید شیراز در جریان بازدید از ایران
مرتضا ثاقبفر، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران، نويسنده و ترزبان(:مترجم)، بامداد امروز، ١١ ديماه درگذشت. استاد ثاقبفر كه پژوهشگري نامور بهويژه در زمينهي تاريخ هخامنشيان بود، امروز در ٧٠ سالگي در پي سكتهي مغزي درگذشت.


در این تصویر اردشیر دوم (سمت چپ) و آناهیتا در بالای یک شیر ایستاده است. خورشید نیز در آیین میترا خدای باستانی ایرانی است. خورشید با ۲۱ اشعه، نماد اقوام کهن ایرانی است، نماد خورشید توسط اقوام برون مرزی ایرانی نظیر کردهای عراق ، ترکیه ، سوریه، تالشیها مورد استفاده قرار میگیرد. ۲۱ اشعه خورشید ممکن است مربوط به تاریخ جشنواره مهرگان (جشنواره میترا خدای خورشیدی) باشد که مصادف است با ۱۶ تا ۲۱ مهر در ایران.

حاکم امارت شارجه در ادعایی عجیب و خنده دار اظهار داشت: نبطی ها که نخستین ساکنان امارات متحده عربی بوده و از شرق اردن به این کشور آمده اند، نخستین مردمان متمدن جهان بوده اند و هزاران سال پیش از چینی ها، به تمدن و پیشرفت رسیده بودند.
به نقل از العالم، "سلطان بن محمد القاسمی" حاکم امارت شارجه در تماس با برنامه " الرابعة و الناس" مدعی شد که مطالعات تاریخی شخص وی درباره قبایل نشان می دهد که ساکنان اصلی امارات نبطی ها بوده اند که حدود 4 هزار سال قبل، از منطقه شرق اردن به امارات کاملا خالی از سکنه آمدند.
وی در ادعایی جالب تر اظهار داشت: منطقه شرق اردن که نبطی ها از آنجا به امارات آمدند اولین منطقه توسعه یافته در تاریخ انسان بوده است.
القاسمی افزود: توسعه اجتماعی در منطقه شرق اردن آن زمان باعث شد انسانی که میوه درختان را از زیر آن ها جمع می کرد، خود اقدام به کاشت درختان کند و انسانی که حیوانات و پرندگان را شکار می کرد به پرورش گوسفندان و چهارپایان روی آورد.
او در همین راستا مدعی شد: توسعه در شرق اردن باعث افزایش جمعیت در این منطقه و شکل گیری کشور نبطی ها در حدود 6 هزار سال پیش شد.
حاکم شارجه بر همین اساس نتیجه گیری کرد: قبایلی که از منطقه شرق اردن آمدند و در کشور خالی از سکنه امارات ساکن شدند اصل و اساس توسعه انسانی بوده اند.
جالب آن که خبرگزاری امارات در نقل این خبر آورده است: این نتایج بر اساس بررسی ها و پژوهش های شخص اعلی حضرت حاصل شده است (!)
این خبرگزاری به منابع و مآخذ پژوهش های «آن جناب» اشاره ای نکرده است.
سایت عربی "وطن" در تحلیل این خبر به طعنه آن را «کشف بزرگ و تاریخی که روند نظریات تاریخی را به کلی دگرگون خواهد کرد» (!) نامید.
این نخستین بار نیست که سردمداران کشورهایی از جمله امارات عربی متحده - که به تازگی چهلمین سالگرد "تأسیس" کشورشان را جشن گرفته اند- در رقابت با تاریخ چند هزار ساله برخی کشورها، درصدد ایجاد سابقه تاریخی برای خود برآمده اند؛ اما شاید جدیدترین و جالب ترین نوع این تلاش ها باشد.

در کشورهای همسایه و برخی از کشورهای در حال توسعه که بدنبال نمایش قدمت و تمدن خود هستند ، شاید اگرکلبه خرابه ای با 200 سال قدمت پیدا کنند آن را هم تبدیل به یک مکان گردشگری و شناسنامه قدمت آن سرزمین بکنند در جنوب ایران در مرز استانهای فارس و بوشهر و اطراف شهرستان تنگ ارم ، مقبره ای وجود دارد به اسم گور دختر منتسب به خواهر بزرگ یا مادر کورش بزرگ !

مسلما قدمت این بنا در حدود 2500 سال می باشد و شباهت بسیار زیادی به مقبره پاسارگاد دارد اما پیدا کردن این مقبره باستانی بسیار سخت می باشد ! زیرا که این مقبره در یک روستای کوچک میان خانه های روستایی و بدون هیچ گونه محافظتی رها شده ، هیچ گونه حصار ، دورچین ، جدول یا حتی سیم خاردار هم بدور آن نیست شما می توانید با خودرو خود تا کنار آن بروید یا اگر دقت نکنید به آن برخورد کنید چون چراغی هم برای روشنایی آن وجود ندارد. تیر برق روستا در سه متری آن فرو رفته و اصلا انگار که این بنا وجود ندارد شاید بهتر بود اداره میراث فرهنگی استان بوشهر و سازمان میراث فرهنگی گوشه چشمی هم به این مقبره 2500 ساله منسوب به خانواده بنیانگذار کشور ایران می کرد تا هم رسالت اصلی خود (حفظ میراث فرهنگی ) را انجام داده باشد هم به توسعه گردشگری آن محل کمکی کرده باشد ! البته اگر قرار باشد با بد سلیقگی دور آن دیوار زشتی بکشند و منظره آن را هم خراب کنند و با جذب مردم زباله اطراف آن بریزند ، بهتر است اصلا کاری نکنند ولی این شرایط برای من به عنوان یک عکاس اصلا بد نشد زیرا بر طبق قانونی عجیب ، مامورین میراث فرهنگی با دیدن دوربین مقداری بزرگتر از کف دست ، مزاحم عکاس شده و عکاسی را از بناهای تحت پوشش میراث ممنوع اعلام می کنند! اما در این محل هیچ کس نبود و من براحتی از مقبره عکاسی کردم ، شاید خدای نکرده فردا در تاریکی شب کامیونی به این مقبره برخورد کرد و عکسهای من آخرین عکسهای ثبت شده از این بنا بودند!
راستی گور دختر در سال ۱۳۷۶ با شماره ۱۸۹۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده

در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور قصد دارد تأکید کند مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات میکند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، مینویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشنتر و قابل قبولتر است».
در بخشی از کتاب در فصل هخامنشیان با عنوان «آیا کوروش ذوالقرنین است؟» می خوانیم:
شهردار تهران در مراسم رونمایی از اطلس خلیج فارس گفت : خلیج همیشگی فارس گهواره تمدنی است که از قدمت بالایی برخوردار بوده و اولین تمدن های بشری در این محدوده شکل گرفته اند . این اطلس برای روسای کشورهای عضو سازمان ملل متحد و همینطور سفرای این کشورها ارسال می شود.
با حضور قائم مقام دبیرکل سازمان ملل متحد و شهردار تهران ، از اطلس خلیج فارس رونمایی شد.
این اطلس که با مشارکت سازمان ملل متحد تهیه شده است مشتمل بر اطلاعات جغرافیایی توسعه و زیست محیطی خلیج فارس است.
کاتب چلبی (۱۶۰۹- ۱۶۵۷) (به ترکی: Kâtip Çelebi)، لقب مصطفی بن عبدالله یکی از مشاهیر و علمای بزرگ قرن هفدهم میلادی است. وی در استانبول به دنیا آمد و نزد علما و ادبای عثمانی تعلیم یافت. پس از مدتی از یک استاد اروپایی که دین اسلام را پذیرفته و برای یادگیری زبان ترکی و زبانهای شرقی به استانبول آمده بود، علوم ریاضی و جغرافیا را فرا گرفت و با استعدادی که در وجود خود داشت، در مدت کوتاهی مایه افتخار عثمانیان گردید. کاتب چلبی که به وظایف مهمی در بابعالی اشتغال داشت و در سفرهای جنگی زیادی نیز شرکت جسته بود، به مناسبت شغل خود با لقب «کاتب چلبی» و «حاج خلیفه» شهرت یافت.
1- ابعاد جغرافیایی
گلهجزیرهی
(مجمعالجزایر) بحرین، مرکب از سیوپنج جزیرهی بزرگ و کوچک واقع در
کرانهی جنوبی خلیجفارس به وسعت 622 کیلومتر مربع است. بزرگترین این
جزیرهها، همان جزیرهی بحرین - شامل بندر منامه - است که پس از جزیرهی
قشم، بزرگترین جزیرهی خلیج فارس است. دومین جزیرهی بزرگ این
مجمعالجزایر، محرّق یا محرّک است.

جمعیت بحرین، نزدیک به هشتصد هزار نفر است و اکثریت مردم آن ایرانیتبارند. از جهت مذهبی، اکثریت مطلق یعنی شصت درصد ساکنان بحرین، شیعه، بیست درصد سنّی و بقیه مسیحی یا هندوییاند. از روزگاران کهن، شیعیان بحرین را بحارنه (جمع بحرانی، مانند بیاهقه = جمع بیهقی، قزاونه = جمع قزوینی و تبارزه = جمع تبریزی) میخواندهاند و در مقابل، اهل سنّت ساکن آن منطقه را بحرینی (نه بحرانی) میگفتهاند.
2- سابقهی تاریخی
بحرین
بر پایهی اسناد و مدارک تاریخی از دیرباز، چه از جهت جغرافیایی، چه سیاسی
و چه فرهنگی بخشی جداییناپذیر از سرزمینهای ایرانی بهشمار میرفته است.
کهنترین حماسهی منظوم جهان که با نام گیلگمش در تمدن سومری در حوالی
3200 پ.م. در منطقهی هلال خصیب (Fertile Crescent، از خلیجفارس تا
سرچشمههای دجله و فرات در شمال عراق و ترکیه) سروده شده است، موطن قهرمان
نیمهبشری و نیمهخدایی آن حماسه را بحرین (دیلمون، به زبان آسوری تیلمون)
میشناساند. دیلمون که «بهشت سومری» است، واژهای ایرانی است؛ همچنان که
نام قهرمان آن حماسه، گیلگمش (گیل + گاومیش) نیز ایرانی است.
بحرین
در عصر هخامنشیان، با نام «نیدوککی» به آکدی و دیلمون یا تیلمون به
آسوری، جزیی از شاهنشاهی بزرگ هخامنشی بوده است. در 539 پ.م. فتح بابل
بهدست کورش بزرگ، فراریان بابلی به دیلمون آمدند و در آن جا تشکیل دولتی
به نامه گِرهَه (Gerrha) دادند.
پس از حملهی اسکندر در 331 پ.م. یعنی
در طول حکومت سلوکیان و اشکانیان، قبیلههای مهاجر عرب به این جزیرهها راه
یافتند و در سیستم ملوکالطوایفی و غیرمتمرکز اشکانی، آزادانه به زندگی
بدوی خود ادامه دادند تا آنکه اردشیر بابکان، موسس سلسلهی ساسانی، در 266
م. حاکم محلی بحرین را که سنطرق نام داشت شکست داد و بحرین را تحت تصرّف
گرفت و شهرهای جدید در آنجا بنا نهاد که یکی از آنها «خِط» (خِتّ) یا
«فنیاد اردشیر» (بنیاد اردشیر) نام گرفت؛ چنانکه ابنبلخی ضمن گزارش
کارنامهی اردشیر نوشته است: «و از آثار او، آن است که به پارس یک کوره،
ساخته است، آن را اردشیر خوره گویند و فیروزآباد از جملهی آن است و چند
پارهشهر و نواحی؛ و در اعمال عراق و بابل چند جایگاه ساخته است و همه را
به نام خویش بازخوانده است و... شهری به بحرین که آن را «خِط» [خِتّ]
خواننده و نیزهی خطّی [خِتّی] از آنجا خیزد و این جمله او بنا کرده
است»1.
بحرین در دوران شاهنشاهی ساسانیان، با نام «ایالت میشهیگ» یا
«اوال» یکی از ایالتهای ایرانی بود. اگرچه هرمزد دوم (فرزند نرسه) که در
302 م. به سلطنت رسیده بود، در 309 در جنگ با اعراب که به مرزهای ایران
تجاوز کرده بودند، کشته شد اما جانشین او، شاپور ذوالاکتاف (سلطنت 309-337
م.)، بههمین دلیل، اعراب را سخت مجازات کرد و حاکمیت ایران را در بحرین
تجدید نمود؛ چنانکه ابنبلخی گوید: «او را از بهر آن شاپور ذوالاکتاف
گفتندی که چون طفل بود، از همهی اطراف، مفسدان دست برآورده بودند و
برخصوص عرب دستدرازی بیشتر میکردند و چون به حدّ بلوغ رسید،... بزرگان
لشگر را جمع کرد... و وزیران را گفت... آغاز به جهاد عرب خواهم کردن... سه
هزار مرد مبارز، جریده با خود برنشاند... و تا عرب خبر یافتند، سواران سلاح
پوشیده و شمشیر کشیده، دیدند و هیچکس از آن عرب خلاص نیافتند، الا اینکه
همه یا کشته یا گرفتار شدند... پس مرد را میآوردی و هر دو کتف او به هم
میکشیدی و سولاخ میکردی و حلقهای در هر سوراخ کتف او میکشیدی... و او
را از بهر این ذوالاکتاف گفتندی»2.

بُزُرْگْمِهْر بُخْتَگان وزیر خردمند خسرو انوشیروان شاهنشاه ساسانی بود. در برخی نوشتار بزرگمهر بابرزو یا برزویه پزشک دربار انوشیروان یکسان انگاشته شده است که شاید به دلیل همزمانی این دو بوده باشد.
بزرگمهر نخست برای آموزش و پرورش فرزند انوشیروان، هرمز گماشته شده بود. هرمز نسبت به بزرگمهر خوش رفتاری ننمود و استاد را از خود آزرد، اما سپس از کرده خود پشیمان شد و جایگاه بزرگمهر بالا گرفت، تا آنکه به وزارت رسید و در امور کشوری با شایستگی بسیار به انوشیروان خدمت نمود.
تصویری از عدل انوشیروان ساسانی- تصویر به بزرگمهر مربوط نمی شود!
داستانهای بسیار از خردمندی او گفتهاند. از داستانهای مشهور بزرگمهر پاسخی است به این پرسش در پیشگاه انوشیروان داده است:
که بزرگترین بدبختی چیست؟
همچنین گویند وقتی پادشاه هند دستگاه شطرنج نزد پادشاه ایران فرستاد، بزرگمهر اسرار آنرا کشف کرد و در مقابل بازی تخته نرد را اختراع نمود. این رویداد در متنی پهلوی بنام چترنج نامک آمده است. نوشتاری به زبان پهلوی بنام پندنامگ وزرگمهر بختگان یعنی پندنامهٔ بزرگمهر پسر بختگان بدو منسوب است که دارای ۴۳۰ کلمه است.
در جوامع الحکایات آمده است روزی از سرزمین روم نامهای به انوشیروان رسید. در نامه مطلبی معما گونه نوشته شدهبود. همهٔ دانشمندان بزرگ شهر جمع شدند تا نامه را بخوانند، اما نتوانستند ولی بزرگمهر مطالب آنرا فهمید و مفهوم نامه را ترجمه کرد.
آنچنان که خواندید بزرگمهر از خردومندان باتدبیر این کهن بوم و بر بود. که خدمت های بسیاری به مملکت کرد. در مورد چگونگی و زمان وفات وی روایات زیادی است. چنانکه فردوسی مرگ وی را یک ماه پس از مرگ انوشیروان می داند:
پس از شه به یک ماه بوزرجمهر ** بپوشید در پردة خاک چهر
بیهقی، مستوفی، ابوحنیفه و دیگر تاریخ نگاران هر یک روایات مختلفی از مرگ بزرگمهر روایت می کنند که در همه آنها به کشته شدن این مرد بزرگ به دست پادشاهان بعدی اشاره دارد. از دیدگاه قومیتی، بزرگمهر، کُرد بود. این مرز و بوم بزرگان کُرد بسیاری به چشم خویش دیده و تجربه کرده است که در این میان به اسامی زیر می توان اشاره نمود:
دیاکو: شاه کرد ایران و سرسلسله ی حکومت ماد.
زرتشت پیامبر: حضرت زرتشت (درود بر او باد) تنها پیامبر
کرد است که در زمانی نا مشخص در شهر گنجه یا شیز به دنیا امده است. زرتشت
یا زرتشتره پسر پورشسب می باشد. کتاب بزرگ ایشان اوستا می باشد که به زبان
کردی قدیمی نوشته شده است. این کتاب بزرگ یکی از کتاب های آسمانی است.
امروزه دیگر کسی به دین زرتشت نمی گرود و این دین بزرگ به سوی نابودی کشیده
می شود.
باربد: موسیقی دان بزرگ کرد زمان ساسانی.
چندی پیش «نور سلطان نظربایف» رئیس جمهور قزاقستان طرح ایجاد یک اتحاد میان کشورهای قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان را مطرح کرده بود. در واقع در این طرح ، کشورهای ترک زبان آسیای مرکزی در نظر گرفته شده بودند و به همین دلیل نامی از تاجیکستان که فارسی زبان است به ميان نيامده بود. با توجه به ظهور اتحاد های منطقه ای آینده تاجیکستان چگونه خواهد بود؟ بسیاری بر این باورند که همگرایی سه کشور فارسی زبان منطقه یعنی تاجیکستان، ایران، افغانستان یکی از بهترین راههای ایجاد یک اتحاد منطقه ای جدید با توانایی های بالقوه است .از نقطه نظر تاریخی سرزمینی که در آن این سه کشور پارسی زبان واقع اند را ایران بزرگ می خواندند و همه جا مردم این سرزمین ها برادران خونی اعلام می شوند این سه کشور تاریخ، زبان ، ادبیات و فرهنگ مشترک دارند و اسلام نیز در پیوند مردمان این منطقه نقش اساسی را ایفا میکند.
ثبتنام دانشجویان متقاضی سفر به جزایر سهگانه ایرانی آغاز شد.
سایت ثبتنام از دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور برای سفر به جزایر سهگانه و کیش و قشم آغاز به کار کرد.
دانشجویان
متقاضی میتوانند از امروز 10 تیرماه با مراجعه به پایگاه اینترنتی
www.abumusa-iran.comبرای سفر به جزایر سه گانه ثبت نام کنند.
غلامرضا
خواجهسروی معاون فرهنگی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در این باره گفت:
دانشجویان و اساتید دانشگاهها و طلاب حوزه علمیه برای آشنایی بیشتر با
خلیج فارس، دریای عمان و جزایر پنجگانه ایران میتوانند به سایت (ابوموسی-
ایران) که با این هدف طراحی شده مراجعه کنند.
وی افزود: باید خلیج فارس به عنوان یک آبراه که با امنیت ملی و ارزی کشور گره خورده، در ذهن دانشگاهیان ماندگار بماند.
دانشجویان در این سفر از جزایر کیش، قشم، ابوموسی و تنبهای بزرگ و کوچک بازدید خواهند کرد.

اصل منازعه بر سر مالکیت بحرین از چه زمانی آغاز شد؟
اولین بار که استعمارگران اروپایی در قالب پرتغالی ها وارد خلیج فارس شدند،
بعد از تصرف جزیره قشم متوجه بحرین شدند. بحرین یک موقعیت بی نظیر داشته و دارد.
چون در این سرزمین که دو طرفش خشک است، چشمه های طبیعی آب شیرین وجود دارد. همان
چشمه ها باعث می شد که این سرزمین قابل زندگی باشد و همه به آن چشم طمع داشته
باشند.
پرتغالی ها به این سرزمین دست اندازی می کنند ولی ایرانی ها آن ها را می
رانند. بعد از پرتغالی ها، انگلیس ها می آیند و رفته رفته شروع می کنند برای
مقابله با دزدی دریایی با شیخ های آن سوی خلیج فارس قرار داد هایی می بندند که آن ها
دست از دزدی دریایی بر دارند.
بعد هم به بهانه مبارزه با برده داری با این ها
قراردادهایی می بندند. در این بین قرار دادی هم با شیخ بحرین می بندند که دولت
ایران به این موضوع اعتراض می کند.



خلیج فارس در نقشه هکاتئوس مربوط به 500 سال پیش از میلاد

نقشه جهان به ترسیم هرودوت مورخ یونانی حدود 500 سال پیش از میلاد. در این نقشه نیز خلیج عربی همان دریای سرخ (بحر احمر) امروزی است.

حافظ اسد در سیاست خارجی خود در پى این بود که سوریه را از انزوا خارج سازد، به همین منظور مشى تنشزدایى در مناسبات خارجى را در پیش گرفت. او در آغاز کوشید با کشورهاى منطقه مناسبات دوستانه برقرار کند و پس از آن، با هوشیارى و محافظهکارى، براى ایجاد رابطه با کشورهاى غربى گام برداشت. حافظ اسد در تعامل با اسرائیل دیدگاه متفاوتى داشت و تمام امکانات را براى مبارزه با آن بسیج نمود. وی در سفرش به ایران کمکی به مبلغ ۳۰۰میلیون دلار از محمدرضا شاه پهلوی دریافت کرد. این در حالی بود که تعاملات بسیار نزدیکی با مخالفان رژیم پهلوی از طریق امام موسی صدر و دکتر چمران نیز داشت.
در آن زمان قیام اخوانیها که برای بسیج اهل سنت علیه رژیم بعث شکل گرفته بود، تنها به این خاطر ناکام نماند که حافظ اسد با قدرت تمام نیروی هوایی و زمینی خود را برای بمباران معترضان به کار برد. بلکه عدم فراگیر شدن آن حرکت به دلیل خودداری اهل سنت در دمشق و سایر شهرهای بزرگ برای پیوستن به قیام اخوان المسلمین، عامل مهمی بود که به حکومت اجازه داد شورش را سرکوب کند. در آن هنگام، جدا از طبقات شهری و سکولار سنی که به ندای اخوان المسلمین برای قیام علیه حزب بعث پاسخ ندادند، اقلیتهای مذهبی نیز در کنار رژیم باقی ماندند تا حافظ اسد بتواند از بحران عبور نماید.
حافظ اسد در روز ۱۰ ژوئن ۲۰۰۰ هنگام مکالمه تلفنی با امیل لحود رئیس جمهور لبنان بر اثر حمله قلبی در سن ۶۹ سالگی درگذشت.
خبرنگارانی که به دعوت معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي براي بازديد از ابوموسي رفته بودند تا هم اين جزيره و جذابيتها و قابليتهايش را از نزديك ببينند و هم شنواي وعدهها و برنامههاي مديران سازمان براي اين منطقه نمونه گردشگري تازه تاسيس باشند.
