حافظ بن علی بن سلیمان بن اسد

حافظ الأسد در ۱۴ مهر ۱۳۰۹/ ۶ اکتبر ۱۹۳۰، در دهکده قَرْداحه، از توابع لاذقیه در غرب سوریه، در خانواده‌اى «علوى» متولد شد. او از جوانى تحت‌تأثیر ملی‌گرایى عرب و اندیشه‌هاى سوسیالیستى و ضد استعمارى قرار گرفت و در شانزده سالگى به حزب‌ بعث پیوست. او در ۱۳۳۰ش (۱۹۵۱ م) به ریاست همایش سراسرى دانش‌آموزان سوریه (المؤتمر العام لطلبة سوریة) رسید. حافظ در جوانی رویای پزشکی در سر می‌پروراند اما به دلیل مشکلات اقتصادی نتوانست رویای خود را دنبال کند و به نیروی هوایی پیوست تا در آینده بر علیه دولت «صلاح جدید» هم‌پیمان خود در کودتا برعلیه رهبرى عفلق، آخرین کودتای سوریه را برای پوست اندازی بعث سوریه به ثمر برساند.
سوریه با ۵۲ کودتا در ۲۲ سال رکورددار کودتا در بین کشورهای جهان شناخته می‌شود.
درنتیجه این کودتا، که به «الحرکة التصحیحیة» (جنبش اصلاحگرانه) معروف شد، صلاح جدید و نورالدین آتاسى از نخست‌وزیرى و ریاست‌جمهورى و نیز مناصب حزبى برکنار و زندانى شدند و دولت تازه‌اى به نخست‌وزیرى حافظ اسد تشکیل شد. چهارماه بعد، در ۲۱ اسفند ۱۳۴۹ (۱۲مارس ۱۹۷۱)، اسد به ریاست جمهورى سوریه انتخاب شد.

حافظ اسد در سیاست خارجی خود در پى این بود که سوریه را از انزوا خارج سازد، به همین منظور مشى تنش‌زدایى در مناسبات خارجى را در پیش گرفت. او در آغاز کوشید با کشورهاى منطقه مناسبات دوستانه برقرار کند و پس از آن، با هوشیارى و محافظه‌کارى، براى ایجاد رابطه با کشورهاى غربى گام برداشت. حافظ اسد در تعامل با اسرائیل دیدگاه متفاوتى داشت و تمام امکانات را براى مبارزه با آن بسیج نمود. وی در سفرش به ایران کمکی به مبلغ ۳۰۰میلیون دلار از محمدرضا شاه پهلوی دریافت کرد. این در حالی بود که تعاملات بسیار نزدیکی با مخالفان رژیم پهلوی از طریق امام موسی صدر و دکتر چمران نیز داشت.

حافظ اسد در دوران ریاست جمهورى خود هیچ تغییر ریشه‌اى در ساختار قدرت ایجاد نکرد و نظام سیاسى سوریه در زمان وى داراى ثبات نسبى بود. وى مناصب مهم نظامى، اطلاعاتى و امنیتى را به نظامیان علوى سپرد. آنان نیز در طول دوره ریاست جمهورى وى، به او وفادار ماندند. حافظ اسد با قبضه کردن قدرت از طریق حزب بعث، به عنوان تنها حزب رسمى کشور، اجازه فعالیت آزاد سیاسى را به مخالفان خود نمی‌داد. اختیارات گسترده دستگاههاى امنیتى، زندانى کردن مخالفان و وضع نامطلوب آنان در زندانهاى سوریه، از جمله مواردى است که انتقادات بسیارى را متوجه او نمود. نبودن آزادى بیان و اندیشه و مؤسسات مستقل قضایى نیز از کاستی‌هاى دوره وى بود.
یکى از بحرانهاى حافظ اسد در عرصه داخلى، مبارزه اخوان‌المسلمین سوریه با نظام بعث حاکم بود. تدوین قانون اساسى سکولار در ۱۳۵۲ش (۱۹۷۳)، پیوستن به فرایند صلح پس از جنگ در‌‌ همان سال، و مداخله در امور داخلى لبنان به نفع مارونی‌ها و برضد گروههای‌ فلسطینى، مهم‌ترین اقدامات حافظ‌ اسد بود که مخالفت و اعتراض اخوان‌المسلمین سوریه را برانگیخت؛ اما دلیل اصلى مخالفت آنان، افزایش نقش علویان در نظام سیاسى سوریه و افول قدرت سیاسى و اقتصادى اهل تسنن بود.
قیام اخوان المسلین در شهرهای حمص و حما، که در آن زمان از پایگاه‌های مهم اهل تسنن به شمار می‌رفتند، رخ داد. در نتیجه این قیام، واحدهای ارتش تحت فرماندهی رفعت، برادر حافظ اسد با خشونت هر چه تمام نیروهای اخوان المسلمین را در هم کوبیده و سرانجام این دو شهر را در اختیار گرفتند.

در آن زمان قیام اخوانی‌ها که برای بسیج اهل سنت علیه رژیم بعث شکل گرفته بود، تنها به این خاطر ناکام نماند که حافظ اسد با قدرت تمام نیروی هوایی و زمینی خود را برای بمباران معترضان به کار برد. بلکه عدم فراگیر شدن آن حرکت به دلیل خودداری اهل سنت در دمشق و سایر شهرهای بزرگ برای پیوستن به قیام اخوان المسلمین، عامل مهمی ‌بود که به حکومت اجازه داد شورش را سرکوب کند. در آن هنگام، جدا از طبقات شهری و سکولار سنی که به ندای اخوان المسلمین برای قیام علیه حزب بعث پاسخ ندادند، اقلیت‌های مذهبی نیز در کنار رژیم باقی ماندند تا حافظ اسد بتواند از بحران عبور نماید.

حافظ اسد در روز ۱۰ ژوئن ۲۰۰۰ هنگام مکالمه تلفنی با امیل لحود رئیس جمهور لبنان بر اثر حمله قلبی در سن ۶۹ سالگی درگذشت.

عبدالحلیم خدام که از نزدیک‌ترین شخصیت‌ها‌ به حافظ اسد از دوران کودتا تا زمان فوت او بوده است. وی حلقهٔ واصل میان دولت پدر و پسر می‌شود، و پس از اصلاح قانون اساسی سوریه -به دلیل عدم تطابق با سن اسد جوان- قدرت را به او می‌سپارد. این در حالی است که مشکلات زیادی با جانشینی بشار الأسد داشت اما با زیرکی و نظم دقیقی که حافظ اسد از پیش ایجاد کرده بود این امر محقق می‌شود.
به دنبال درگذشت حافظ اسد در سال ۲۰۰۰، بشار به ریاست جمهوری و رهبری حزب بعث رسید، وی در صدد ایجاد اصلاحات سیاسی گسترده‌ای بر آمد که نتیجه آن دوره‌ای از آزادی‌های نسبی سیاسی بود که به بهار دمشق شهرت یافت. اما این وضعیت چندان دوام نیاورد و به دلیل فشارهای نسل قدیمی ‌رهبران بعث به رئیس جمهور جوان، وی مجبور شد اصلاحات خود را نیم بند‌‌ رها کند. اکنون تحت تاثیر انقلاب‌های عربی، مردم سوریه صدای خود را برای ایجاد تغییر بلند کرده‌اند و شاید فرصتی که رژیم بشار اسد یک دهه پیش‌تر در اختیار داشت دیگر از کف رفته باشد.
عبدالحلیم خدام، سال ۲۰۰۵ با استعفا از سمت خود به صف مخالفان حکومت سوریه پیوست. وی در دادگاه سوریه به حبس ابد با اعمال شاقه محکوم شد. بر اساس کیفر خواستی که خبرگزاری فرانسه آن را بدست آورده است خدام متهم به «افترا به رهبری سوریه» و «دروغ گفتن در برابر دادگاهی بین المللی در خصوص قتل رفیق حریری» نخست وزیر پیشین لبنان است.
عبد الحلیم خدام همچنین متهم به «توطئه برای قبضه غیر قانونی قدرت سیاسی» و نیز «داشتن ارتباط غیر قانونی با دشمن صهیونیستی»، «تضعیف وجهه دولت» و نیز افکار مردم و از همه مهم‌تر، «همدستی با یک کشور خارجی برای تهاجم به سوریه» است.
هم‌اکنون عبدالحلیم خدام درصدد آن است که با تشکیل یک شورای انتقالی به سبک شورای انتقالی مخالفان معمر قذافی جبهه‌ای در مقابل نظام بشار الأسد تشکیل دهد.