خانه‌ام ابری است
یکسره روی زمین ابری است با آن
ازفرازگردنه – خرد و خراب و مست
باد می‌پیچد:
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من:
ای نی زن. که تورا آوای نی برده است دور از ره – کجایی؟
خانه‌ام ابری‌ست اما
ابربارانش گرفته است:
درخیال روزهای روشنم کزدست رفتندم –
من به روی آفتابم
می برم درساحت دریا نظاره –
و همه دنیاخراب وخرد ازباد است-
وبه ره – نی زن که دایم می‌نوازد نی –
دراین دنیای ابراندود
راه خود را دارد اندر پیش:
نیما یوشیج
گروه هنر، فرزانه ابراهیم‌زاده: 59 سال از آن روزهایی که تهران تب‌آلوده از گرمای اسد سال 32 در کشاکش قداره‌ها و تانک‌های ارتشی نفسش را در سینه حبس کرد، گذشته است، از آن روزهایی که در کمتر از چند ساعت برگ برنده انقلابی آرام با کودتایی سیاه عوض شد و به تعبیری رویای ملتی به کابوس تبدیل شد. 59 سال از روزهایی که یک دولت ملی با همدستی نیروهای خارجی و داخلی سقوط کرد و انتصاب دولتی فرمایشی به جای آن، گذشت؛ دولتی که تا 25 سال بعد هرگونه اعتراضی را در گلو خفه کرد و کار را، جایی رساند که از دل خاکسترهای آن انقلاب 57 ققنوس‌وار سربرآورد. پنجاه و نه سال از کودتای بیست و هشت مرداد گذشته است؛ کودتایی که شاید بعد از انقلاب مشروطه و پیش از انقلاب اسلامی مهم‌ترین حادثه‌ای است که در این سرزمین رخ داده است.
حادثه‌ای که شاید زندگی 59 سالی که روایت‌های متعددی از این اتفاق تاریخ‌ساز منتشر شده است. حادثه‌ای که نه تنها در عرصه‌های سیاسی تاثیر گذاشت بلکه روایت‌هایی که هر کدام ضد و نقیض روایت دیگری بوده را در پی آورد..
حادثه‌ای که در 25 سال پیش از انقلاب، یک پیروزی ملی وانمود می‌شد و با عنوان «رستاخیز» جشن گرفته می‌شد اما در 34 سالی که پیش‌روی ماست کودتایی سیاه و روز ناکامی ملی تلقی می‌شود. تعبیری که در شعر اخوان شاید به زیباترین شکل خود آمده است. آنجایی که سرود:
موجها خوابیده‌اند آرام و رام
طبل توفان از نوا افتاده است
چشمه‌های شعله‌ور خشکیده‌اند
آبها از آسیا افتاده است
در مزارآّباد شهر بی‌تپش
وای جغدی هم نمی‌آید به گوش
دردمندان بی‌خروش و بی‌فغان
خشمناکان بی‌فغان و بی‌خروش
یا آن گونه که محمدرضا شفیعی کدکنی در زمان ما خواند:
نامشان زمزمه نیم شب مستان باد
تا نگویند که از یاد فراموشانند.
در خلال این سال‌ها جنبه‌های مختلف 28 مرداد نقادی شده و اسناد مختلفی از آن منتشر و توسط صاحب‌نظران در معرض نقد و بررسی قرار گرفته و چهره‌های سیاسی و پژوهشگری درباره آن اظهارنظر کردند.
برخی از این روایت‌ها جریان ملی شدن صنعت نفت و مصدق را با دید انتقادی مورد ارزیابی قرار دادند و گروهی دیگر در ستایش این رخداد سخن گفتند و مرثیه‌ها از کودتا سرداده‌اند. در این میان شاید تنها حوزه‌ای که نخستین تاثیر را از کودتای 28 مرداد گرفت و آرام و بی‌صدا راه خود را پیش گرفت و با نیم‌گاهی به آن سعی در ثبت و ضبط آن به شیوه خود داشت، عرصه فرهنگ و هنر بود. شاعران در فصل اول این حادثه شعرها را به پستوخانه‌ها بردند و آنچنان که اخوان سرود و هوا را ‌ناجوانمردانه سرد دیدند.
تئاتری‌ها هم که در کابوس آتش زدن تئاتر سعدی در سکوت تئاتر ملی را به وجود آوردند و سینما که محصول دوره‌ای تازه بود با نگاهی تازه کودتا را تصویر کردند. هنرهای تجسمی هم که به گفته اهالی‌اش «تاثیر وارونه» را گرفت با عکس‌های تاریخی به جای مانده از آن روزها راوی جذاب ماند.
«شرق» سعی کرده است تا برخلاف همه این سال‌ها نیم‌نگاه خود را به این عرصه بکشاند و کودتای 28 مرداد را از زاویه مغفول و کمتر پرداخته‌شده مرور وضعیت هنر و فرهنگ در فضای پس از کودتای بررسی کند تا جنبه‌های تازه‌ای از تاثیرگذاری کودتای 28 مرداد بر عرصه‌های غیرسیاسی را را به تصویر بکشاند.