بانوی ایرانیالاصل، مادر دموکراسی پاکستان
روز یکشنبه بیستوسوم اکتبر، نصرتبیگم بوتو بانوی اول سابق و رهبر
پیشین حزب مردم پاکستان، در سن هشتادودو سالگی درگذشت. نصرتبیگم، همسر
ذوالفقارعلی بوتو و مادر بینظیر بوتو است. او نخستین زنی بود که در
عرصه سیاسی کشور مردسالار پاکستان، نفوذ و قدرت چشمگیری به دست آورد و نام
خود را به عنوان یکی از زنان مطرح آسیا در تاریخ ثبت کرد. "شفقت تنویر" از
رهبران برجسته حزب مردم پاکستان در اعلامیهای، نصرت بوتو را بانویی
برازنده، رهبری بزرگ و "مادر دموکراسی پاکستان" خواند.
از اصفهان تا کراچی
نصرت حریری اصفهانی، به سال ۱۹۲۹ میلادی در اصفهان ایران از
خانوادهای که ریشه کردی نیز داشت، زاده شد.پدر وی تاجری ثروتمند بود
که از سال ۱۹۴۷ به همراه خانواده برای تجارت به کراچی رفت و در آنجا اقامت
گزید. دوسال پس از این مهاجرت، نصرت با ذوالفقارعلی بوتو که در دانشگاه
برکلی تحصیل میکرد و در آن هنگام برای شرکت در مراسم عروسی خواهرش به
کراچی آمده بود آشنا شد و علیرغم مخالفت دو خانواده، با وی ازدواج کرد.
حاصل این وصلت چهار فرزند به نامهای بینظیر، مرتضی، صنم و شهنواز بود که
به غیر از صنم، تمامی آنها چهرههای سیاسی بودند و پیش از خود وی به قتل
رسیدند. جسد شهنواز بیستوهفت ساله، به سال ۱۹۸۵ در شهر نیس فرانسه یافت
شد. علت مرگ مشکوک وی از سوی خانواده بوتو مسمومیت اعلام شد. دکتر مرتضی
بوتو، آکادمیسین، استراتژیست و عضو پارلمان پاکستان، به سال ۱۹۹۶ در یورش
پلیس کشته شد و بینظیر در یک بمبگذاری توسط طالبان در دسامبر سال ۲۰۰۷ به
قتل رسید. صنم، تنها دختر باقیمانده از ازدواج نصرت و ذوالفقارعلی بوتو
مقیم لندن بوده و تاکنون برای ورود به عرصه سیاسی علاقهای نشان نداده است.
زندگی سیاسی بانو نصرت بوتو
خانم نصرت بوتو از نوجوانی یک مبارز و فعال سیاسی بود. شاید
نخستین رویارویی وی با نظام سنتی مذهبی به پیش از ازدواج او و زمانی
بازمیگردد که در آزمون نهایی دانشگاه کمبریج در شعبه "صومعه مریم و عیسیٰ"
کراچی پذیرفته شد، اما به آنجا نرفت زیرا پدربزرگش پوشیدن حجاب را برای
این کار شرط نهاده بود. وی در مصاحبهای به سال ۱۹۷۵، این واقعه را شرح
داده و گفته بود: "زنان در پاکستان به عنوان بخشی از اثاثیه منزل محسوب
میشوند. ما انسانیم و میخواهیم صدایمان شنیده شود." وی برای ازدواج با
ذوالفقارعلی بوتو نیز رو در روی سنت ایستاد و علیرغم شیعه بودن دو
خانواده، ایرادهای قومی و طبقاتی که به این ازدواج میگرفتند را نادیده
گرفت. خانواده حریری، هرچند در نهایت این ازدواج را پذیرفتند، اصلیت "سند"ی
خاندان بوتو و تعلق نداشتن ایشان را به طبقه تجار متمول، مانع این وصلت
میدیدند.
نصرت بیگم بوتو فعالیت سیاسی را پس از ازدواج شروع کرد و تا
زمان اعدام همسر، دوشادوش وی حرکت کرد. وی از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷ به عنوان
بانوی اول پاکستان، رییسجمهور را در تمام سفرهای خارجی و میتینگهای سیاسی
همراهی کرد و چهرهای از یک بانوی مدرن آسیایی به نمایش گذاشت.
پس از کودتای ژنرال ضیاءالحق و دستگیری ذوالفقارعلی بوتو،
دولت نظامی دو راه پیش پای نصرت بوتو گذاشت: یک اینکه فرزندانش را بگیرد و
به تبعید در خارج از کشور برود و دوم اینکه بماند و دور از سیاست زندگی
کند. وی هیچکدام را نپذیرفت و شروع به تلاش برای آزادی همسرش و مبارزه با
رژیم کودتا کرد. بانو نصرت با احیای مجدد حزب ضربه خورده مردم پاکستان (PPP)،
چهرههای شاخص حزب را تحت رهبری خویش جمع کرد و حزب مذکور را از فروپاشی و
انشعاب نجات داد. فعالیتهای وی موجب حصر این بانوی مبارز شد تا جایی که
حتی پس از اعدام همسرش در سال ۱۹۷۹، به وی اجازه حضور در مراسم عزاداری
داده نشد. نصرت بیگم پس از مرگ ذوالفقارعلی بوتو به مدت چهارسال رهبری حزب
مردم را به دست گرفت و در سال ۱۹۸۲ پس از اینکه نخستین نشانههای بیماری
سرطان در وی ظاهر شد، اجازه خروج از کشور را جهت درمان از دولت نظامی وقت
دریافت کرد.
خانم نصرت بوتو پس از کنارهگیری از رهبری حزب مردم، این
مقام را به دخترش بینظیر سپرد و این امر مقدمهای شد تا بینظیر که تحت
نظارت چنین مادری رشد کرده بود، بعدها مقام نخستین رهبر زن یک کشور مسلمان
را در تاریخ از آن خود سازد. سپردن این مقام به بینظیر، خود از تصمیمهای
برجسته در آن دوران بود. زمانی که معمولاً فرزند پسر کاندیدای احراز چنین
پستهایی میشد و بسیاری از بزرگان حزب، مرتضی بوتو را جانشین بعدی
میشناختند، نصرت بوتو، با شهامتی که مختص او بود، دخترش را به جانشینی
معرفی کرد و بر نظرش مبنی بر لیاقت زنان برای رهبری سیاسی پای فشرد.
بینظیر بوتو در سال ۲۰۰۳ طی مصاحبهای اعلام کرد که فرهنگ مادر که ریشه در
اصالت کردیاش داشت، عاملی برای تربیت وی و رسیدن به مقام نخست وزیری
بینظیر بود

از زندگی در تبعید تا مرگ
همانگونه که اشاره شد، خانم نصرت بوتو از سال ۱۹۸۲ برای
معالجه بیماری سرطان از پاکستان خارج شد. روند بیماری او و اوضاع داخلی
پاکستان که دائماً در حال تغییر بود، بخت حضور مجدد را در عرصه سیاسی
پاکستان به وی نداد. در اواسط دهه نود میلادی، نخستین نشانههای بیماری
آلزایمر نیز ظاهر شد و این بیماری پس از قتل پسرش دکتر مرتضی بوتو در سال
۱۹۹۶ شدت یافت. وی که شاهد مرگ همسر و دو پسرش (تا آن زمان) بود از حضور در
عرصههای عمومی کناره جست و در روز بیستوسوم اکتبر سال جاری درگذشت. جسد
وی برای دفن در کنار همسرش به مقبره خانوادگی در قریه خدابخش، واقع در
ناحیه سند پاکستان فرستاده شد.
زنی ایرانیالاصل با ریشه کردی، نام خود را در تاریخ کشور
نوپای پاکستان با تاریخ شصتوسه ساله و منطقه آسیا با تاریخی هزاران ساله
جاودان کرد. با مرگ وی، پاکستان یکی از شاخصترین چهرههای سیاسی خود را که
در پرتلاطمترین فصول تاریخ این کشور نقش آفرینی کرد از دست داد.