خاطرات گل سياه
خاطرات گل سياه
كاندوليزا رايس وزير خارجه سابق آمريكا در خاطراتي كه به
مناسبت مرگ قذافي منتشر كرده خبر از علاقه شديد و عجيب قذافي نسبت به خودش
داد. وي در كتابش با عنوان «هيچ شرف بزرگتري نيست» كه در ابتداي نوامبر
به چاپ ميرسد از استقبال ويژهاي كه سرهنگ در محل اقامتش براي رايس ترتيب
داده بود، صحبت كرده است.
رايس در اين كتاب نوشته است كه: «قذافي به شدت نسبت به من ابراز علاقه كرده و از مهمانانش پرسيد كه چرا به ديدار اين شاهزاده آفريقايي نميرويد؟» وي افزود كه قبل از ديدارم با وي به من هشدار دادند كه رفتار عجيب رهبر انقلاب ليبي ممكن است به من آسيب بزند اما اتفاقي افتاد كه ترس من به سرعت از بين رفت. وي مينويسد: «ناگهان قذافي از سخن باز ايستاد و به جلو و عقب خود نگاه ميكرد. سپس با صدايي بلند گفت: به بوش بگوييد كه از سخن درباره دو كشور مستقل اسرائيل و فلسطين دست بردارد. تنها بايد يك كشور تشكيل شود و نام آن اسراطين باشد.»
وي افزود: «او از آنچه در ادامه به او گفتم خوشش نيامد و ناگهان دو مترجم را بيرون انداخت. با خودم گفتم كه وضع به خوبي پيش نميرود. او قذافي است! بعد از آن مرا در آشپزخانه مخصوصش به شام دعوت كرده و آلبومي كه حاوي عكسهايش با رهبران جهان بود را نشانم داد. در همان لحظات بود كه آهنگي با نام «گل سياهي در كاخ سفيد» با صداي يك ترانه سراي ليبي كه مخصوص من ساخته شده بود، پخش ميشد.» در آن دوره آمريكا به طرابلس كمك كرد كه به جامعه بينالملل بازگردد زيرا ليبي پذيرفته بود كه سلاحهاي كشتار جمعياش را از بين ببرد. رايس همچنين مينويسد: «وقتي كه از اين ديدار بازمي گشتم به اين فكر ميكردم كه قذافي تا چه حد در عالم خاص خود زندگي ميكند.» «از خود ميپرسيدم آيا او دقيقا ميداند كه اطرافش چه ميگذرد و از اينكه سلاحهاي كشتار جمعي را از او گرفتيم خوشحال بودم.»
منبع:تهران امروز
رايس در اين كتاب نوشته است كه: «قذافي به شدت نسبت به من ابراز علاقه كرده و از مهمانانش پرسيد كه چرا به ديدار اين شاهزاده آفريقايي نميرويد؟» وي افزود كه قبل از ديدارم با وي به من هشدار دادند كه رفتار عجيب رهبر انقلاب ليبي ممكن است به من آسيب بزند اما اتفاقي افتاد كه ترس من به سرعت از بين رفت. وي مينويسد: «ناگهان قذافي از سخن باز ايستاد و به جلو و عقب خود نگاه ميكرد. سپس با صدايي بلند گفت: به بوش بگوييد كه از سخن درباره دو كشور مستقل اسرائيل و فلسطين دست بردارد. تنها بايد يك كشور تشكيل شود و نام آن اسراطين باشد.»
وي افزود: «او از آنچه در ادامه به او گفتم خوشش نيامد و ناگهان دو مترجم را بيرون انداخت. با خودم گفتم كه وضع به خوبي پيش نميرود. او قذافي است! بعد از آن مرا در آشپزخانه مخصوصش به شام دعوت كرده و آلبومي كه حاوي عكسهايش با رهبران جهان بود را نشانم داد. در همان لحظات بود كه آهنگي با نام «گل سياهي در كاخ سفيد» با صداي يك ترانه سراي ليبي كه مخصوص من ساخته شده بود، پخش ميشد.» در آن دوره آمريكا به طرابلس كمك كرد كه به جامعه بينالملل بازگردد زيرا ليبي پذيرفته بود كه سلاحهاي كشتار جمعياش را از بين ببرد. رايس همچنين مينويسد: «وقتي كه از اين ديدار بازمي گشتم به اين فكر ميكردم كه قذافي تا چه حد در عالم خاص خود زندگي ميكند.» «از خود ميپرسيدم آيا او دقيقا ميداند كه اطرافش چه ميگذرد و از اينكه سلاحهاي كشتار جمعي را از او گرفتيم خوشحال بودم.»
منبع:تهران امروز
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 14:30 توسط کاوه
|
بحرین نه ملک دزد و بیگانه بود بحرین ترا خانه و کاشانه بود