بحرین استان چهاردهم
تاریخی.فرهنگی وسیاسی 
قالب وبلاگ

[ دوشنبه دوازدهم آبان 1393 ] [ 23:37 ] [ کاوه ]
[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 15:48 ] [ کاوه ]

با وجود تلاش کشورهای منطقه برای مقابله با گروه داعش و تعقیب عناصر و حامیانش، به نظر می آید که به بحرین پناه‌گاهی امن برای هواداران این گروه تروریستی تبدیل شده است.

با وجود هشدارهای بین المللی و منطقه‌ای به مجمع الجزایر بحرین، این کشور هیچگونه اقدامات قانونی ضد کسانی که به صورت آشکار با گروه تروریستی داعش ابراز همدردی کرده و از آن حمایت می‌کنند، اتخاذ نکرده است.
سایت “مراه البحرین” خاطرنشان کرد که این کشور به جای مقابله با حامیان و هواداران این گروه تروریستی، در حال توجیه اقدام کسانی است که پرچم داعش را در خودروهای خود حمل می کنند؛ مسؤولان بحرینی ادعا کرده است که این افراد نمی‌دانند پرچم داعش را حمل می‌کنند.
سایت شبکه لبنانی “المنار” با انتشار مطلبی تحت عنوان “بحرین… صدای داعش” تأکید کرد که اظهارات مسؤولان بحرینی بیانگر تأیید و حمایت آنان از سیطره این گروه تروریستی بر بخشهای گسترده‌ای از اراضی عراق است.

[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 20:3 ] [ کاوه ]
[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 23:52 ] [ کاوه ]

آرتادخت
وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی .به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید
.

[ چهارشنبه هشتم مرداد 1393 ] [ 23:16 ] [ کاوه ]
[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 10:46 ] [ کاوه ]

هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان                ایوان مدائن را آیینه عبرت دان




طاق کسری . [ ق ِ ک ِ س را ] (اِخ ) مشهورترین بنائی که پادشاهان ساسانی ساخته اند. قصري است که ایرانیان طاق کسری یا ایوان کسری مینامند و هنوز ویرانه ٔ آن در محله ٔ اسپانبر موجب حیرت سیاحان است . ساختمان این بنا را در داستانها بخسرو اول نسبت داده اند به عقیده ٔ هرتسلفد از بناهای عهد شاهپور اول است اما مسیو روتر روایات متداوله را تأیید کرده است و گوید: طاق کسری بارگاهی است که خسرو اول بنا نهاد. مجموع خرابه های این كاخ و متعلقات آن مساحتی بعرض و طول ۴۰۰*۳۰۰ گز را پوشانیده است ، در این مساحت آثار چند بنا دیده میشود، علاوه بر طاق کسری عمارتی است در فاصله ٔ ۱۰۰ گز در مشرق طاق و تلی که معروف به حریم کسری است . درسمت جنوب طاق و در جانب شمال ویرانه هائی است که در زیر قبرستان جدید پنهان شده ، طاق کسری تنها قسمتی است از کل عمارت که اثر قابل توجهی از آن باقی است . نمای این بنا که متوجه بشرق است و ۲۹ یا ۲۸ گز ارتفاع دارد، دیواری بوده است بی پنجره لکن طاقنماهای بسیار و ستونهای برجسته و طاقهای کوچک مرتب بچهار طبقه و دیواری « دهلیزی » داشته است . نظیر آن را باید در بلاد شرقی که نفوذ یونانی در آن راه یافته خاصه در پالمورجستجو کرد. نمای عمارت شاید از صاروج منقش یا سنگهای مرمر یا چنانکه بعضی از نویسندگان جدید ادعا کرده اند از صفحات مسین زراندود و سیم اندود پوشیده بوده است اما هرتسفلد راجع به این قسمت اخیر که این جانب (کریستین سن )، در کتاب خود موسوم به «دولت ساساني » ص ۱۰۲ اشارتی به آن کرده ام روایتی در هیچیک از مأخذهای قدیم پیدا نکرده است . تا سال ۱۸۸۸ نما و تالار بزرگ مرکزی بر پا بود، اما در آن سال جناح شمالی خراب شد و اکنون جناح جنوبی نیز در شرف انهدام است . در وسط این جلوخان ، دهانه ٔ طاق بزرگ بیضی شکلی نمایان است که عمل آن تا آخر بنا پیش میرفته است . این تالار که ۲۵/۶۳ گز پهنا و ۴۳/۷۲ گز درازا دارد بارگاه شاهنشاه بوده است . در پشت هر یک از جناحین نمای عمارت ،


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 11:26 ] [ کاوه ]


فریدون جنیدی، نویسنده و دانشمند ایرانی خواستار برقراری دوباره مرکز‌های تعلیمی با خطّ و زبان فارسی در ازبکستان شده‌است. آقای جنیدی در صحبت با یک رسانه ایرانی گفته‌است، سال‌هاست که فرزندان رودكی در ازبکستان از آموزش خطّ فارسی محروم بوده، به طور اجباری با زبان ازبکی درس می‌خوانند .
به قول این دانشمند ایرانی، شهر‌های تاشكند و ترمز، سمرقند و بخارا اصلا مناطق فارسی‌زبانان است که در پی سیاست دیكتاتوری استالینی به آن‌ها نام ازبکستان داده شده‌است.وی گفته است، " مقامات ازبکستان باید اجازه بدهند، فرزندان رودكی در این شهر‌ها با زبان و خطّ مادریشان – فارسی درس بخوانند .”
فریدون جنیدی می‌گوید، برخی اشخاص زبان و خطّ فارسی را زبان علم نمی‌دانند، در حالی که جبر و مثلثات را فارسی‌زبانان پیشنهاد کرده‌اند. او بر این است که هدف از میان بردن آموزش زبان و خطّ فارسی، شکست دادن مردم فارسی‌زبان است. : " وقتی پهلوانی را پای و بازویش را می شكنند،دیگر نمی تواند کشتی بگیرد و زبان فارسی نیز همین طور است .”
این نویسنده ایرانی تاکید کرده‌است که زبان فارسی همچون زبان فرهنگ جهان شناخته شده، آن مستقیما با زبان‌های کهن آریایی پیوند دارد : " بهترین پدیده‌های فرهنگی جهان با این زبان – فارسی نوشته شده‌اند

[ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 15:27 ] [ کاوه ]

در روزگار کریم خان زند که زمامداریش سه دهه به درازا انجامید ایرانیان بهجز درگیری با عثمانیان در جریان نبرد بصره برخورد نظامی دیگری با خارجیان نداشتند . البته بر اساس گزارش نگارنده کتاب مجمل التواریخ پس از نادر ؛ ایرانیان در این هنگام با روسها نیز رویاروی گشته بودند ؛ زیرا روسها از طریق خاک ایران قصد حمله به قلمروی سلاطین عثمانی را داشتند ( مجمل التواریخ پس از نادر ؛ ص۲۴۱-۲۳۸) با این وجود از کم و کیف این درگیری در هیچیک از منابع دوره زندیه خبری نمی توان یافت ؛ بنابراین می توان چنین پنداشت که اصلا چنین نبردی رخ نداده و یا اگر هم رخ داده جز یک درگیری کوچک میان مرزداران دو دولت نبوده است .

علت و سبب برپایی نبرد میان زندیان و عثمانیان در هاله ای از ابهام قرار دارد . برخی تاریخنگاران و تاریخ پژوهان علت ان را پشتیبانی عمرپاشا ؛ والی بغداد ؛ از اعراب و خوارج عمان به هنگام حمله لشگریان ایران به عمان دانسته اند (گلشن مراد ؛ ص۱۷۸) و برخی دیگر از تاریخنگاران عدم پایبندی عمرپاشا به قول و قرار خویش مبنی بر ارسال اذوقه و کشتی برای سپاه ایران در صورت یاری کریم خان به او در نبرد با اعراب بنی کعب را علت این کار پنداشته اند (کریم خان زند و زمان او ؛ ص۱۱۱) از دیگر سوی ؛ برخی بر این باورند که انتقال تجارتخانه انگلیسیها از بوشهر به بصره در سال ۱۱۸۸ق که موجبات رونق اقتصادی بصره و زیان بسیار به بازرگانی خارجی ایران را فراهم اورده بود سبب گردید کریم خان به بصره حمله برد تا دگربار تجارت بنادر ایران و به ویژه بوشهر رونق یاید .(کریم خان زند و خلیج فارس ؛ ص۴۰)

به غیر از اینان در منابع تاریخی به مواردی دیگر نیز به عنوان عوامل اصلی تصمیم خان زند برای حمله به بصره اشاره شده است ؛ از جمله برخی از انها به شرح ذیلند :

- اخذ عوارض به توسط دولت عثمانی از ایرانیانی که برای انجام مناسک حج و همچنین زیارت اماکن مقدسه ناگزیر به عبور از خاک عثمانی بودند ؛ در حالیکه دریافت چنین عوارضی پیشتر سابقه نداشت و در حقیقت بدعتی نوین از سوی دولت عثمانی به شمار می امد .(فارسنامه ناصری ؛ ج۱ ؛ ص۶۱۲)

- مصادره اموال ایرانیان مقیم اماکن مقدسه از سوی عمرپاشا که در پی طاعون سال ۱۱۷۸ق از دنیا رفته بودند . بایسته است یاد گردد فرزندان این ایرانیان از کریم خان زند درخواست یاری نمودند اما والی بغداد جز بی توجهی به درخواست  کریم خان مبنی بر بازگرداندن دارایی ایرانیان پاسخی نگفت .(تحفه العالم و ذیل التحفه ؛ ص۱۳۵)

« پادشاه بغداد با زوار سکنه عتبات... بدسلوکی را پیشنهاد نمود ؛ وجوه گزاف از انها و از قلیل مردمی که از طاعون باقی مانده بودند مصادره می نمود .» ( همان ؛ ص۱۳۵)

 - کشتن میرمهنا ؛ شورشی ایرانی ؛ به توسط عمال عثمانی که پس از شکست از نیروهای خان زند در نبرد خارک ؛ ناگزیر به بصره گریخته بود . ( تاریخ گیتی گشا ؛ ص۶۲) 

« مجبور شد که به بصره بگریزد و حاکم بصره فی الفور او را گرفته به قتل رسانید و جسد او را به صحرا انداحت » (  تاریخ ایران ؛ ج۲ ؛ ص۱۴۷) 

 چنین برمی اید که کریم خان کشتن بدون اجازه میرمهنا تبعه ایران را به دست کارگزاران دولت عثمانی به نوعی دخالت در امور داخلی کشور پنداشته بود ؛ زیرا به اعتراض شدیدی نسبت به دولت عثمانی دست یازید .( رستم التواریخ ؛ ص ۱۲۰-۱۱۹)  

به هر ترتیب و به هر علت که بود خان زند تصمیم گرفت که بصره را به قلمروی خویش ملحق نماید ؛ بنابراین برادر خویش صادق خان زند را مامور فراز اوردن سپاه و حرکت به سوی بصره ساخت .

[ شنبه ششم اردیبهشت 1393 ] [ 15:15 ] [ کاوه ]

1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
2. قبل از جواب دادن فکر کن
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
5. خود برای خود، زن انتخاب کن
6. به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو
7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی
15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
22. هرگز ترشرو و بدخو مباش
23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
26. چالاک باش تا هوشیار باشی
27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 23:36 ] [ کاوه ]

رییس جمهوری در مراسم پنجمین جشن جهانی نوروز در افغانستان گفت: به عنوان سران دولت هایی که بر سر سفره نوروز نشسته ایم، باید به سنت ملت های خود اقتدا و از دولت های خود غبار روبی کنیم، غبار قهر و کینه و کدورت را بزداییم و پایه های آشتی، همزیستی و همدلی را میان خود تقویت کنیم.

رییس جمهوری در مراسم پنجمین جشن جهانی نوروز در افغانستان گفت: به عنوان سران دولت هایی که بر سر سفره نوروز نشسته ایم، باید به سنت ملت های خود اقتدا و از دولت های خود غبار روبی کنیم، غبار قهر و کینه و کدورت را بزداییم و پایه های آشتی، همزیستی و همدلی را میان خود تقویت کنیم.

[ جمعه هشتم فروردین 1393 ] [ 1:23 ] [ کاوه ]

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 13:40 ] [ کاوه ]

[ شنبه سوم اسفند 1392 ] [ 23:48 ] [ کاوه ]
گل فروشی درجمع مستان عیب و عارنیست

غنچه بریدن زشاخه رسم روزگارنیست

[ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 ] [ 11:14 ] [ کاوه ]


اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن می‌شویم و مرگ در این راه را افتخار می‌دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه‌ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می‌کردم.
[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ 23:21 ] [ کاوه ]

نامه اعتراض «نجفی» به یونسکو درباره سیاست پارسی‌زدایی جمهوری آذربایجان

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در نامه‌ای به مدیرکل یونسکو، با اشاره به از بین بردن کاشی های چند صد ساله پارسی زبان مقبره نظامی نسبت به سیاست پارسی زدایی کشور آذربایجان اعتراض کرد.

خبرگزاری فارس: نامه اعتراض «نجفی» به یونسکو درباره سیاست پارسی‌زدایی جمهوری آذربایجان
 محمدعلی نجفی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در نامه ای به بوکوا مدیرکل یونسکو، اعلام کرد:  سیاست پارسی زدایی کشور آذربایجان چند سالی است که گریبان تاریخ ادبیات و مشاهیر به نام ایرانی را گرفته است و جدیدترین نمونه آن هم حذف اشعار فارسی نظامی گنجوی از مقبره او در آذربایجان است.

رئیس سازمان میراث فرهنگی در ادامه از بین بردن کاشی های چندصد ساله به زبان پارسی مقبره نظامی را که به منزله دلیل و برهانی قاطع بر هویت اصیل بنای تاریخی مقبره این شاعر بزرگ پارسی گو است، اقدامی غیرقابل درک توصیف کرده و تصریح کرده است: این اقدام به مثابه رویکردی غیر فرهنگی و بدون توجه به تقارب فرهنگی است.

نجفی با تاکید بر اینکه از بین بردن کاشی های چندصد ساله  به زبان پارسی مقبره نظامی به هیچ وجه نمی تواند روح حاکم بر هویت و جایگاه اصیل این شخصیت را مخدوش کند، مراتب اعتراض خود را به این اقدام کشور آذربایجان ابراز داشته و تاکید کرده است: درخواست ما از یونسکو به عنوان متولی اصلی امور فرهنگی در عرصه بین المللی، اقدام فوری نسبت به توقف این عمل غیرفرهنگی و برگرداندن آن به شکل اولیه است.

به گزارش خبرنگار جامعه فارس،

[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 22:57 ] [ کاوه ]

مزدک پسربامدادان ازمردم استخرفارس درروزگارفرمانروایی ساسانیان،برپادارنده یکی ازبزرگترین جنبش های اجتماعی ایران باستان،بین سالهای488-496میلادی بود.شوربختانه،ازچندوچون این جنبش وچگونگی اندیشه های مزدک آگاهی های درستی دردست نیست.چراکه هیچ نوشته وبازمانده ای ازمزدک وپیروان اوبرجای نمانده است.

آنچه ازاندک برجامانده های روزگارساسانی وازکتابهای تاریخی پرشمارسده های نخستین اسلامی برمی آید،مزدک به هنگام شهریاری کواد(قباد)ساسانی،نویدی برای بهبود وبهنجارسازی زندگی مادی مردم دادوآئینی نوین بنیاد نهاد.آیین اوگویا برابری «داشته»هاو«دارایی»هارابرای همه خواستاربود.

شهرستانی،رخدادنگار وجغرافی دان نامورسده های نخستین اسلامی درکتاب«ملل ونحل»خودآورده است که به باورمزدک،کینه وناسازگاری بنیادین مردم،نابرابری میان آنان است،پس به ناگزیر بایدنابرابری راازمیان برداشت تاکینه،دشمنی ودودستگی ازجهان رخت بربندد.

برابرنوشته های پهلوی،مزدک خودازپیشوای مینوی دین زردشتی می نامد.به باورمزدک،خداوندداده های روی زمین رابرای همگان آفریده است وهمه انسانهابایدازاین داده هایکسان وهمانندبرخوردارباشند.برخی ازسرچشمه های تاریخی؛باورمزدک وپیروانش به اشتراک زنان رایادآورشده اند.آنانی که مزدک راآورنده ی آیین بهبودسازمی دانند؛این گونه نوشته های تاریخی راچندان درست نمی دانند.وآن راگزارشی ازسوی دشمنان مزدک می خوانند.درکتاب دینکرد3،دریک گفتگو میان موبدان وپیروان مزدک،مزدکیان جانمایه ی آیین خودرابرمبارزه باپنج نادرستی وزشتی:رشک،کین،خشم،نیازمندی وآزمندی پایه ریزی می کنندودراین راه ازیاری ازکیش مانی نیزخودرابی بهره نمی دانند.

مزدک براین باوربودکه سرانجام نور(نیکی)برتاریکی(بدی)چیره خواهدشد.

ازآن چه ازتاریخ بر می آیدمی توان دریافت  که مزدک دریک پیروزی آشکار،یارای آن رایافت تادرروزگارفرمانروایی کواد(496-488میلادی)،پادشاه ساسانی راباخویش همراه وهمیارسازد.برابرباتاریخ،کواددرهای انبارهای پادشاهی گندم و....رابه روی مردم گشودوزمینهای کشاورزی رامیان دهقانان پخش کرد.

به نوشته تورج دریایی،نویسنده کتاب«شاهنشاهی ساسانی»،اندیشه مزدک وجنبش مزدکیان توانست تا اندازه  ی بسیاری نیرومندی اشراف،بزرگان،زمینداران بزرگ وموبدان راکاهش دادوبرتوان مندی پادشاه بیفزود.

بادرگذشت کواد(531میلادی)وجانشینی خسروانوشیروان به جای او،آیین مزدک وجنبش مزدکیان،خسروانوشیروان راخشمگین کرد.به فرمان اومزدک وبسیاری ازیارانش کشته شدند.

بکشتندشان هم به سان درخت

              زیرپای وزیرش سرآگنده سخت

گویندپس ازسالها مزدکیان با یک سازماندهی ویژه،به این کشتارهاپاسخ داندوزمینه های فروپاشی ساسانیان رافراهم آوردند.

[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 22:20 ] [ کاوه ]

این منم کورش

پسرماناناوکمبوجیه

پادشاه جهان

پادشاه پهناورترین سرزمین های آدمی

ازبلندی های پارسوماش تابابل بزرگ

این منم پیشوای خرد،خوشی،پاکی وپارسایی

نواده ی بی بدیل نور،توتیای ترانه،سرآمدسلطنت

بعل با من است ونبوبامن است من آرامش بی پایان انشان و

شکوه ملت خویشم.

من پیام آوربرگزیده ی اهوراوعدالتم

که جزآزادی آوازدیگرنیاموخته ام

وجزآزادی آوازدیگری نخواهم آموخت.

پس شادمان باشید

زیرابه یاری ستم دیدگان خسته خواهم آمد

من شریک درهم شکستگان سرزمین شما هستم

زودا ازاین ورطه برخواهیدخاست

ومن این شب وحشت رادرحواهم شکست

وزوررابه خاطرخاموشان بازخواهم خواند

وآزادی آدمی رارقم خواهم زد

وبه خنیاگرخواهم گفت

برای گوشه گیران وگمنامان بخوانند

من آمده عدالت ومیزبان آزادی ام.

چنین پنداشته،چنین گفته،چنین کرده ام

که پروردگاربزرگ

به اسم هفت آسمان بلندآوازم داد

تاپیشوای دانایان وبرادردریا دلان شوم.

من امنیت بی پایان آوارگان زمینم

که به احترام آزادی

دیوان ودرندگان را به دوزخ درافکنده ام.

پس اهریمن نابکاربداند

که سرزمین من،ساحت بی انتهای آفتاب و

آرامش آدمی ست

تاپرده دران ودیوان بدانند

 من دولت دریا ودلالت دانایی ام

من منجی منتظرا بی ماه ومونسم

که آشتی آسمان وزمین را به زندگان خواهم

بخشید.

من قانون گذاربزرگ بارانم

که رحمت ورهایی رابه ارمغان آورده ام.

شاه شاهان پسرمانداناوکمبوجیه

[ پنجشنبه هجدهم مهر 1392 ] [ 23:12 ] [ کاوه ]
به‌خلاف موضوعاتی هم‌چون جنگ‌های ایران و روسیه در 1228‌ ق./ 1813 م. و 1243 ق./ 1828م.، یا غائله‌ی آذربایجان در 25-1324، یا انقلاب اسلامی 1357 یا جنگ ایران و عراق که شاعران بسیار زیادی در آن ابواب شعرهای داغ سرودند، در موضوع بحرین تعدادی معدود از شاعران، آثاری در مخالفت انتزاع بحرین ساختند. غریب‌تر آن‌که شاعران چپ‌گرای ایرانی ده‌ها شعر در هم‌سویی با مجاهدات ویتنامی‌ها بر ضدّ آمریکایی‌ها برای شالی‌زارهای ویتنام و برنج‌کاران ویتنامی ساختند و ایرانیان اسلام‌گرا نیز برای مجاهدان فلسطینی و الجزایری، چامه‌ها ساختند، اما انتزاع بحرین از ایران که بر اثر توطئه‌ی استعمار انگلستان و استبداد حاکم بر ایران به نتیجه رسید، در شعر معاصر ایران بازتابی که کمّاً و کیفاً قابل گزارش و نگارش باشد، نیافت.


از میان شاعران معاصر چند تنِ محدود، مانند ابوالقاسم حالت، ادیب برومند، جمال شهران و فریدون ضرغامی هم که نامی از بحرین در شعر خود آورده‌اند، بیش‌تر قبل از وقوع واقعه‌ی انتزاع بحرین یعنی در جهت‌ هم‌سویی با موضع‌گیری حاکمیت وقت بوده است. برای مثال، ابوالقاسم حالت گفته است:
کنون جزیره‌ی بحرین گر نکو نگری
چو کودکی‌ست که از مادر عزیز جداست26
ادیب برومند نیز در اردیبهشت 1336 – قبل از وقوع واقعه – گفته است:
در غم هجر تو ای بحرین مرواریدوار
چشم ایران، گاه چون بحر است و گه چون رودبار27
وی در 1328 هم گفته بود:
منم بحرین نفت‌آلوده دامن
که بر تن آتشم افروخت دشمن28
تنها شاعرانی که به‌هنگام وقوع واقعه شعر ساخته‌اند، جمال شهران و فریدون ضرغامی‌اند که ما سروده‌ی شاعر اخیر در این زمینه را به‌طور کامل در دانش‌نامه‌ی شعر (حسن امین، انتشارات دایرت‌المعارف ایران‌شناسی، تهران – 1387، ص 335) چاپ کرده‌ایم:
بحرین از خیانت شه مثله شد، هلا!
هُش دار هم‌وطن که نگردد ز بد بتر
بهر نجات خطّه‌ی بحرین کن قیام
بر کف بگیر پرچم پیروزی و ظفر29


25- قتل‌های سیاسی و تاریخی سی قرن ایران، ص 380-379.
26- ماه‌نامه‌ی ایران‌مهر، به سردبیری سیدحسن امین، شماره‌ی 2 (شهریور 1382)، ص 53.
27- برومند، عبدالعلی، سرود رهایی، تهران، محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، 1384، ص 309.
28- همان‌جا، ص 315.
29- امین، سیدحسن، دانش‌نامه‌ی شعر،‌ تهران، دایره‌المعارف ایران‌شناسی، 1386، ص 335.

[ جمعه پنجم مهر 1392 ] [ 11:24 ] [ کاوه ]

 

شبی، دل بود و دلدارِ خردمند      دل از دیدار دلبر، شاد و خرسند

که با بانگ بنان و نام ایران           دو چشمم شد ز شور عشق، گریان

چو دلبر شور اشک شوق را دید     به شیرینی ز من مستانه پرسید

بگو جانا که مفهوم وطن چیست             که به مهرش، دلی گر هست دل نیست

به زیر پرچم ایران نشستیم         و در را جز به روی عشق بستیم

به یمن عشق در ناب سفتم      و در وصف وطن این‌گونه گفتم

وطن خاکی سراسر افتخار است      که از جمشید و از کِی، یادگار است

وطن یعنی نژاد آریایی               نجابت، مهرورزی، با صفایی

وطن خاک اشوزرتشت جاوید        که دل را می‌برد تا اوج خورشید

وطن یعنی اوستا خواندن دل          به آیین اهورا ماندن دل

وطن تیروکمانِ آرش ماست          سیاوش‌های غرقِ آتش ماست

وطن منشور آزادی کورش            شکوه جوشش خون سیاوش

وطن نقش‌ونگار تخت جمشید     شکوه روزگارِ تخت جمشید

وطن فردوسی و شهنامه اوست     که ایران زنده از هنگامه اوست

وطن آوای رخش و بانگِ شبدیز    خروش رستم و گلبانگ پرویز

وطن شیرین خسرو پرورِ ماست       صدای تیشه افسونگر ماست

وطن چنگ است بر چنگ نکیسا      سرود باربدها خسرو آسا

وطن یعنی سرود رقص آتش          به استقبال نوروزی فره‌وش

وطن یعنی درختی ریشه در خاک      اصیل و سالم و پر بهره و پاک

وطن یعنی سرود پاک بودن          نگهبان تمام خاک بودن

وطن را لاله‌های سرنگون است           که از خون شهیدان لاله‌گون است

وطن شوش و چغارنبیل و کارون     ارس، زاینده‌رود و موجِ جیحون

وطن خرم ز دین بابک پاک                که رنگین شد ز خونش چهره خاک

وطن یعقوب لیث آرد پدیدار           و یا نادرشه پیروز افشار

به یک روزش طلوع مازیار است      دگر روزش ابومسلم به کار است

وطن یعنی صفای روستایی          زلال چشمه‌های بی ریایی

وطن یعنی دو دست پینه بسته     به پای دار قالی‌ها نشسته

وطن یعنی هنر یعنی ظرافت         نقوش فرش در اوج لطافت

وطن در هی هی چوپان کرد است         که دل را تا بهشت عشق برده است

وطن یعنی تفنگ بختیاری              غرور ملی و دشمن شکاری

وطن یعنی بلوچ با صلابت             دلی عاشق نگاهی با مهابت

وطن یعنی خروش شروه خوانی     ز خاک پاک میهن دیده بانی

ز عطر خاک میهن گر شوی مست     کویر لوت ایران هم عزیز است

وطن یعنی بلندای دماوند            ز قهر ملتش، ضحاک در بند

وطن یعنی سهند سرفرازی          چنان ستارخانش پاکبازی

مرا نقش وطن در جان جان است        همان نقشی که در نقش جهان است

وطن یعنی سخن یعنی خراسان    سرای جاودان عشق و عرفان

وطن گل‌واژه‌های شعر خیام         پیام پر فروغ پیر بسطام

وطن یعنی کمال الملک و عطار         یکی نقاش و آن یک محو دیدار

در این میهن دو سیمرغ است در سیر     یکی شهنامه دیگر منطق الطیر

یکی من را ز دشمن می‌رهاند          یکی دل را به دلبر می‌رساند

خراسان است و نسل سربداران       زجان بگذشتگان در راه ایران

وطن خون دل عین القضاتست          نیایش‌نامه پیرهرات است

وطن یعنی شفا، قانون، اشارات        خرد، بنشسته در قلب عبارات

نظامی خوش سرود آن پیر کامل       «زمین باشد تن و ایران ما دل»

وطن آوای جان شاعر ماست            صدای تار باباطاهر ماست

اگر چه قلب طاهر را شکستند          و دستش را به مکروحیله بستند

ولی ماییم و شعر سبز دلدار            دو بیت طاهر و هیهات بسیار

وطن یعنی تو و گنجینه راز            تفال از لسان الغیب شیراز

وطن آوای جان مِی پرستان          سخن از بوستان و از گلستان

وطن دارد سرود مثنوی را             زُلال عشق پاک معنوی را

تو دانی مولوی از عشق لبریز         نشد جز با نگاه شمس تبریز

وطن یعنی سرود مهربانی           وطن یعنی شکوه هم‌زبانی

وطن یعنی درفش کاویانی             سپید و سرخ و سبزی جاودانی

به پشت شیر خورشیدی درخشان   نشان قدرت و فرهنگ ایران

وطن شور و نشاط هستی ما         وطن میخانه ما، مستی ما

وطن دارالفونِ میرزاتقی‌خان          شهید سرفراز فینِ کاشان

وطن یعنی بهارستان، مصدق        حضوری بی‌ریا چون صبح صادق

ز خاک پاک‌ها پروین بخیزد            بهار پیر مهرآیین بخیزد

که از جان، ناله با مرغ سحر کرد    دل شوریده را زیر و زبر کرد

وطن یعنی صدای شعر نیما           طنین جان فزای موج دریا

وطن یعنی خزر، صیاد، جنگل         خلیج فارس، رقص نور، مشعل

وطن یعنی تجلی‌گاه ملت             حضور زنده آگاه ملت

وطن یعنی دیار عشق و امید         دیار ماندگار نسل خورشید

کنون ای هم‌وطن، ای جانِ جانان     بیا با ما بگو پاینده ایران

شعرازمصطفی بادکوبه ای

[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:29 ] [ کاوه ]

جزایرسه گانه چو دری ثمین

هما ره بود  خاک ایران زمین 

به موسی ، دو تمب عزیزو قرین

فرازش بود آن سه رنگ وزین 

کهن نقشه ای هست زملک برین

جزایر به رنگش به ایران عجین 

نوشته چه زیبنده و راستین

خلیج است وایران ، چو یک سرزمین

بود این نگاه همه  ، آذرین

جز این هم نخواهد بود ، تا یقین

 از ر- الف / دیلمقانی (آذرین


[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 23:7 ] [ کاوه ]




لئونید برژنف رئیس جمهور شوروی به اتفاق همسر خود هنگام بازدید از آثار تخت جمشید شیراز در جریان بازدید از ایران

[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 22:49 ] [ کاوه ]

مرتضا ثاقب‌فر،  پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران، نويسنده و ترزبان(:مترجم)، بامداد امروز، ١١ دي‌ماه درگذشت. استاد ثاقب‌فر كه پژوهشگري نامور به‌ويژه در زمينه‌ي تاريخ هخامنشيان بود، امروز در ٧٠ سالگي در پي سكته‌ي مغزي درگذشت.

كساني كه اهل تاريخ و به ويژه آگاهي از تاريخ ايران باستان هستند، بي‌گمان تاكنون با چندين و چند كتاب از زنده‌ياد مرتضا ثاقب‌فر در اين وادي همراه بوده‌اند. كتاب‌هايي كه هر يك منبعي معتبر براي پژوهش و استناد به ‌شمارمي‌آيند. زنده‌ياد مرتضا ثاقب‌فر كه در پيِ سكته‌ي مغزي از روز شنبه، ٩ دي‌ماه در بيمارستان رسول‌اكرم تهران بستري بود، امروز درگذشت. امروز ايران مرد بزرگي را از دست داد، مردي كه بزرگي‌اش را مي‌توان در واژه، واژه‌ي كتاب‌هايش جست.
او از کوشاترین ترزبانان ایران در بخش ایران‌شناسی بود. ثاقب‌فر كه در زمینه‌ي تاریخ هخامنشی بیشترین شمار  برگردان‌ها را داشت، از ناموران اين دوره‌ي تاريخي ايران و از آگاهان به تاريخ ايران به‌ويژه در بخش هخامنشيان بود. او در زمينه‌ي اين بخش از تاريخ، بزرگ و بي‌همتا بود چون حتا اگر كتابي را از زبان اصلي به فارسي برگردان مي‌كرد و لغزش و ناروايي در آن مي‌ديد براي خواننده‌ي فارسي‌زبان در پاورقي، درباره‌ي برداشت نادرست نويسنده مي‌نوشت. اين كار حتا گاه در پيشگفتار كتاب انجام مي‌شد.
از او تاکنون بیش از ۱۰۰ جلد کتاب، منتشر شده است، «هخامنشيان» (آملي كورت- ١٣٨٧)، «ديباچه‌اي بر جهان باستان» (لوكاس دو بلويس- ١٣٧٩)، «امپراتوري ايران» (دان ناردو- ١٣٧٨)، «كورش بزرگ» (ژرار ايسرائل- ١٣٨١)، «كورش بزرگ» (دان ناردو- ١٣٧٨)، «شاهنشاهي ساساني» (١٣٨٣)، «ايران باستان از ٥٥٠ پيش از ميلاد تا ٦٥٠ پس از ميلاد» (يوزف ويسهوفر- ١٣٧٧)، «سرزمين ايران» (از مجموعه تاريخ كمبريج- ١٣٨٤)، «فرهنگ و دموكراسي» (گي ارمه- ١٣٧٦)، «يونانيان و بربرها» (امير مهدي بديع- ١٣٨٧)، «دين مهر در جهان باستان» (١٣٨٥)، «رضا شاه و شكل‌گيري ايران نوين» (استفان كرونين- ١٣٨٧) نمونه‌اي از كتاب‌ها و نوشتارهايش به‌شمار مي‌آيند.
واپسين كتابي كه همين چند هفته‌ي پيش از او چاپ شد كتاب «دين هخامنشيان» بود. زنده‌ياد ثاقب‌فر در این کتاب كوشيده پاسخ كساني را که نسبت به زرتشتی بودن دین هخامنشیان، تشکیک ایجاد کرده‌اند‌، بدهد، او با دلایلي استوار در اين كتاب بر زرتشتي بودن هخامنشیان، تاكيد كرده است.
«تاریخ هخامنشیان» از ديگر كارهاي شادروان ثاقب‌فر به‌شمار مي‌آيد، مجموعه‌ای ١٤ جلدی که توسط دانشگاه خرونینگن هلند منتشر شده است و به كوشش او تاكنون ٩ جلد از این مجموعه به زبان فارسي برگردان و چاپ شده بود و اكنون چند جلد ديگر نيز چشم‌به راه گرفتن مجوز چاپ است.
مرتضا ثاقب‌فر  كه به سال ۱۳۲۱ خورشيدي در تهران چشم به جهان گشود، امروز، ١١ دي‌ماه در تهران چشم از جهان فروبست. او پس از سال‌ها تلاش براي تاريخ اين سرزمين، براي هويت و شناسه‌ي ايران‌زمين، چشم از جهان فروبست. يادش گرامي باد.
[ دوشنبه یازدهم دی 1391 ] [ 22:45 ] [ کاوه ]
سنگ نگاره  وخورشید متعلق به ۲۴۰۰ سال پیش محل نگهداری  آرمیتاژ

در این تصویر  (سمت چپ) و  در بالای یک  ایستاده است.  نیز در آیین میترا خدای باستانی ایرانی است.  با ۲۱ اشعه، نماد اقوام کهن ایرانی است، نماد  توسط اقوام برون مرزی ایرانی نظیر کردهای عراق ، ترکیه ، سوریه، تالشی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. ۲۱ اشعه  ممکن است مربوط به تاریخ جشنواره مهرگان (جشنواره میترا خدای خورشیدی) باشد که مصادف است با ۱۶ تا ۲۱ مهر در .

[ دوشنبه یازدهم دی 1391 ] [ 20:9 ] [ کاوه ]
ما نخستین مردمان متمدن جهان بوده ایم/ هزاران سال پیش از چینی ها، به تمدن و پیشرفت رسیدیم

حاکم امارت شارجه در ادعایی عجیب و خنده دار اظهار داشت: نبطی ها که نخستین ساکنان امارات متحده عربی بوده و از شرق اردن به این کشور آمده اند، نخستین مردمان متمدن جهان بوده اند و هزاران سال پیش از چینی ها، به تمدن و پیشرفت رسیده بودند.

به نقل از العالم، "سلطان بن محمد القاسمی" حاکم امارت شارجه در تماس با برنامه " الرابعة و الناس" مدعی شد که مطالعات تاریخی شخص وی درباره قبایل نشان می دهد که ساکنان اصلی امارات نبطی ها بوده اند که حدود 4 هزار سال قبل، از منطقه شرق اردن به امارات کاملا خالی از سکنه آمدند.
وی در ادعایی جالب تر اظهار داشت: منطقه شرق اردن که نبطی ها از آنجا به امارات آمدند اولین منطقه توسعه یافته در تاریخ انسان بوده است.
القاسمی افزود: توسعه اجتماعی در منطقه شرق اردن آن زمان باعث شد انسانی که میوه درختان را از زیر آن ها جمع می کرد، خود اقدام به کاشت درختان کند و انسانی که حیوانات و پرندگان را شکار می کرد به پرورش گوسفندان و چهارپایان روی آورد.
او در همین راستا مدعی شد: توسعه در شرق اردن باعث افزایش جمعیت در این منطقه و شکل گیری کشور نبطی ها در حدود 6 هزار سال پیش شد.
حاکم شارجه بر همین اساس نتیجه گیری کرد: قبایلی که از منطقه شرق اردن آمدند و در کشور خالی از سکنه امارات ساکن شدند اصل و اساس توسعه انسانی بوده اند.
جالب آن که خبرگزاری امارات در نقل این خبر آورده است: این نتایج بر اساس بررسی ها و پژوهش های شخص اعلی حضرت حاصل شده است (!)
این خبرگزاری به منابع و مآخذ پژوهش های «آن جناب» اشاره ای نکرده است.
سایت عربی "وطن" در تحلیل این خبر به طعنه آن را «کشف بزرگ و تاریخی که روند نظریات تاریخی را به کلی دگرگون خواهد کرد» (!) نامید.
این نخستین بار نیست که سردمداران کشورهایی از جمله امارات عربی متحده - که به تازگی چهلمین سالگرد "تأسیس" کشورشان را جشن گرفته اند- در رقابت با تاریخ چند هزار ساله  برخی کشورها، درصدد ایجاد سابقه تاریخی برای خود برآمده اند؛ اما شاید جدیدترین و جالب ترین نوع این تلاش ها باشد.

[ شنبه بیست و پنجم آذر 1391 ] [ 21:41 ] [ کاوه ]
آپلود عکس رایگان

فرمان دادم بدن مرا  موميايي  نكنند ودر تابوت  نگذارند ،به خاك بسپارند تا  اجزاي بدنم جزو خاك ايران  شود (كورش كبير )
به مناسبت  هفتم آبانماه  سالروز  تولد  بزرگمرد تاريخ، مردي كه 2564سال پيش به انسان احترام ميگذاشت

[ شنبه ششم آبان 1391 ] [ 23:42 ] [ کاوه ]

در کشورهای همسایه و برخی از کشورهای در حال توسعه که بدنبال نمایش قدمت و تمدن خود هستند ، شاید اگرکلبه خرابه ای  با  200 سال قدمت پیدا کنند آن را هم تبدیل به یک مکان گردشگری و شناسنامه قدمت آن سرزمین بکنند در جنوب ایران در مرز استانهای فارس و بوشهر و اطراف شهرستان تنگ ارم ، مقبره ای وجود دارد به اسم گور دختر منتسب به خواهر بزرگ یا مادر کورش بزرگ !

مسلما قدمت این بنا در حدود 2500 سال می باشد و شباهت بسیار زیادی به مقبره پاسارگاد دارد اما پیدا کردن این مقبره باستانی بسیار سخت می باشد ! زیرا که این مقبره در یک روستای کوچک میان خانه های روستایی و بدون هیچ گونه محافظتی رها شده ، هیچ گونه حصار ، دورچین ، جدول یا حتی سیم خاردار هم بدور آن نیست شما می توانید با خودرو خود تا کنار آن بروید یا اگر دقت نکنید به آن برخورد کنید چون چراغی هم برای روشنایی آن وجود ندارد. تیر برق روستا در سه متری آن فرو رفته و اصلا انگار که این بنا وجود ندارد شاید بهتر بود اداره میراث فرهنگی استان بوشهر و سازمان میراث فرهنگی گوشه چشمی هم به این مقبره 2500 ساله منسوب به خانواده بنیانگذار کشور ایران می کرد تا هم رسالت اصلی خود (حفظ میراث فرهنگی ) را انجام داده باشد هم به توسعه گردشگری آن محل کمکی کرده باشد ! البته اگر قرار باشد با بد سلیقگی دور آن دیوار زشتی بکشند و منظره آن را هم خراب کنند و با جذب مردم زباله اطراف آن بریزند ، بهتر است  اصلا کاری نکنند ولی  این شرایط برای من به عنوان یک عکاس اصلا بد نشد زیرا  بر طبق قانونی عجیب ، مامورین میراث فرهنگی با دیدن دوربین مقداری بزرگتر از کف دست ، مزاحم عکاس شده و عکاسی را از بناهای تحت پوشش میراث ممنوع اعلام می کنند! اما در این محل هیچ کس نبود و من براحتی از مقبره عکاسی کردم ، شاید خدای نکرده فردا در تاریکی شب کامیونی به این مقبره برخورد کرد و عکسهای من آخرین عکسهای ثبت شده از این بنا بودند!

راستی گور دختر در سال ۱۳۷۶ با شماره ۱۸۹۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده

[ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 ] [ 21:46 ] [ کاوه ]
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خش خش برگ‌هاست. اما اگر کوله بار تاریخی‌مان را برداریم و به زمان‌های دورتر سفر کنیم، آن وقت مهر بوی دیگری دارد؛ بوی جشن و شادی. حال و هوایی مثل نیمه دوم اسفندماه که به هم می‌گوییم: «بوی عید می آید»
 
در آن سال‌های دور، این وقت سال بوی جشن مهرگان می‌آمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود.

در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور قصد دارد تأکید کند مهرگان با نوروز قابل قیاس است.

تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط مستقیم دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی می دانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند می شد که نباید لحظه ای از یاد او غافل می ماندند.
از این رو یکی از مهمترین و کهن‌ترین بخش‌های اوستا با نام مهریشت که قدیمی‌ترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان به طور کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار می‌شد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند.
در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور می خواهد تأکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
 
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر می‌شود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخانِ نظریه پرداز دلیل اختصاص این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی بدانند.
در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان (جاودانان مقدس) نامیده می شد که این اسامی برای نامگذاری 12 ماه سال نیز به کار می رفت.
از این رو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام می‌شد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن می‌گرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او (ایزد مهر) گذاشته می شد. همان طور که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست.
برگزاری جشن مهرگان تا شش روز بعد از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان خاصه بود. یعنی مربوط می شد به بزرگان حکومتی و دینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباس های ارغوانی گرانبهایی می پوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری می پرداختند.
مهرگان، تنها زمانی بود که پادشاهان هخامنشی اجازه نوشیدن برای خوش‌گذرانی کردن داشتند. به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، اول مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است.
اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماری‌های محلی و در میان برخی اقوام در زمان های دیگری از سال برگزار می‌شده اما در اغلب نقاط ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن می پرداختند.
 
آنچه که مسلم است مهرگان یکی از جشن های مرتبط با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی اشتغال داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام می شد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده می شده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتاب های موسیقی قدیمی مانند موسیقی کبیر (اثر ابونصر فارابی) وقتی از مقام های موسیقی نام برده می شود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره می شود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون (ایرانیان) به یاری کاوه اهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ طبری آمده: «فریدون سر بیوراسب (ضحاک) را با گرز سرخمیده ‌ای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را عید بگیرند. و این همان جشن مهرگان است»
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژه ای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با تقویم جلالی برابر با دهم مهرماه می شود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی می دارند.
سیمین دخت گودرزی

[ چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 ] [ 10:45 ] [ کاوه ]

علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است».

کتاب «ایران پیش از اسلام» اولین عنوان از مجموعه تاریخ کهن و معاصر ایران زمین به قلم علی اکبر ولایتی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد. ناشر در شرح این مجموعه نوشته است: این مجموعه با نگاهی هدفمند به تاریخ ایران و با بهره گیری از منابع فراوان و معتبر و گاه جدید و شیوه های ثابت شده با راهنمایی و همکاری جمعی از پژوهشگران و تاریخ دانان فرهیخته فراهم آمده است. در این کتاب نگارنده در پی آن است که مهمترین تحولات تاریخی را در شکل دهی به حیات معاصر ایرانیان بررسی کند؛ تحولاتی که ایرانیان در حیات پر فراز و نشیب خود به چشم دیده اند.»
در مقدمه این کتاب ذکر شده است که حاصل کار پژوهشگران این مجموعه، یک محصول 14 جلدی با طبقه بندی «ایران از آغاز دوران اسلامی تا حمله مغول، ایران در عصر صفوی، ایران در عصر مشروطه، ایران در عصر رضاشاه پهلوی و...تا انقلاب اسلامی و زمان فعلی» خواهد شد. کتاب «ایران پیش از اسلام» در فصل های متعددی همچون «ایران پیش از مادها، مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، جندی شاپور و ایران در عصر ظهور اسلام» تنظیم شده است.

در بخشی از کتاب در فصل هخامنشیان با عنوان «آیا کوروش ذوالقرنین است؟» می خوانیم:

«برخی از مفسران متقدم، مانند وَهب بن منبّه و محمد بن صائب کَلبی و یوسف بن موسی قطان نه تنها در تفسیر سوره کهف، بلکه در چند جای دیگر تصریح کرده‌اند که ذوالقرنین همان کوروش هخامنشی است. در دوران معاصر، نخستین پژوهشگری که موضوع مطابقت کوروش با ذوالقرنین را پیش کشید سِر سیداحمدخان (1817-1898)، از پیشگامان اصلاحات فرهنگی و بنیادگذار تجدد طلبی اسلامی در هند، بود. مولانا ابوالکلام آزاد (1888-1958)، وزیر فرهنگ دولت وقت هند، نیز همین نظریه را مطرح و به شکل مبسوط‌تری تبیین کرد. مرحوم علامه طباطبایی نیز، در المیزان، نظر ابوالکلام آزاد را پذیرفته و مشخصات کوروش را بر ذوالقرنین منطبق می‌داند. علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است». آیت الله مکارم شیرازی هم می‌نویسد: «درست است که در این نظریه نیز نقطه‌های ابهامی وجود دارد، ولی فعلاً می‌توان از آن به عنوان بهترین نظر درباره تطبیق ذوالقرنین بر رجال معروف تاریخی نام برد.»
اما چرا مورخان و مفسران قدیم کوروش، پادشاه هخامنشی، را ذوالقرنین ننامیده‌اند؟ آیا، از دیدگاه آنان، کوروش ویژگی‌های قرآنی ذوالقرنین را ندارد؟ آیا درک تاریخی ما امروزه از زندگی و زمانه کوروش کامل‌تر از گذشتگان است؟ یا سکوت آنان ناشی از معرفت بیش‌تری از ادراکات تاریخی ماست و، اگر چنین است، علت سکوتشان چیست؟
چنان که اشاره شد، به جز آگاهی برخی مفسران متقدم مسلمان، اطلاعات مورخان بعدی دوران اسلامی از کوروش شامل اطلاعات پراکنده و ناقص و در مواردی تحریف شده و آمیخته با افسانه بود. همین سبب شد که تاریخ زندگانی کوروش و خصلت‌های اخلاقی و سفرهای وی در نزد مورخان دوران اسلامی مکتوم بماند. تلاش مورخان ایرانی قرون سوم و چهارم هجری برای آگاهی از گذشته خود و جست‌وجو در متون کهن، همچون خدای‌نامه که در دوران ساسانی نوشته شده بود و بخشی از میراث ایرانیان باستان را به دوران اسلامی منتقل می‌کرد، نتوانست از روی دوران هخامنشیان، که در محاق فراموشی فرو رفته بود، پرده بردارد؛ زیرا خدای‌نامه شامل گزارش‌های پراکنده‌ای از تاریخ ایران، از آغاز تا پادشاهی خسرو دوم است، که با افسانه آمیخته شده و تفاوتی میان شخصیت‌های تاریخی با شخصیت‌های اساطیری در آن دیده نمی‌شود. به دشواری می‌توان نشانه‌ای از تاریخ واقعی دوران مادها و هخامنشیان در آن یافت و آنچه از تاریخ هخامنشیان با دوران سلسله تاریخی و افسانه‌ای کیانیان در هم آمیخته شده است برای درک حقیقی تاریخ هخامنشیان و شخصیت کوروش ناکافی است.

در روایت‌های تاریخی دوران اسلامی، خاطرات بازمانده از پادشاهان هخامنشی، از جمله کوروش، به افسانه بهمن افزوده و شخصیت افسانه‌ای بهمن با کوروش یکسان سازی شده است. این شباهت سازی تحت تأثیر روایات خارجی، از جمله متون یهودی، قرار گرفته و با اختلاط و ابهام فراوانی دارد.
موضوع دیگری که در فراموشی خاطران و تاریخ دوران هخامنشیان و زندگانی کوروش بزرگ در نزد مورخان دوران اسلامی تأثیر فراوانی داشت متروک شدن خط میخی پارسی بود. خط میخی، که می‌توانست خاطرات فراموش شده دوران هخامنشیان را به دوران‌های بعدی منتقل کند، به علت دشواری‌هایی که داشت. کارکردش را حتی در دوران خود نیز از دست داد و، پس از سقوط هخامنشیان، رفته رفته کنار گذاشته شد؛ چنان‌که در قرن دوم پیش از میلاد به کلی از میان رفت و خط آرامی جای آن را گرفت. افزون بر آن، تعدد خط و زبان در دوران بعدی و رواج یک خط و متروک ماندن زبان و خط دیگری در دوران‌های بعدی، عامل مؤثر دیگری در انتقال نیافتن میراث مکتوب از دوران هخامنشیان به دوران بعدی است.
این عوامل هر یک به تنهایی برای مکتوم ماندن زندگی و زمانه کوروش نزد مورخان دوران اسلامی و مفسران قرآنی کافی است. بنابراین، بدیهی است که در منابع تاریخی و تفاسیر متقدم، تلاشی برای انطباق شخصیت قرآنی دوالقرنین با کوروش، پادشاه ایران، صورت نگرفته باشد.
پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که مفسران و مورخانی که کوروش را با ذوالقرنین یکی دانسته‌اند به کدام ادله و شواهد استناد کرده‌اند؟
به گفته مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبایی، آنچه نظریه ذوالقرنین بودن کوروش را تأیید می‌کند اوصاف اخلاقی است که در تاریخ برای کوروش نوشته‌اند. کوروش، هم طبق تاریخ و هم عهد عتیق و هم نظر مورخان قدیم، پادشاهی با مروت و جوانمرد و با سخاوت و کریم بوده است؛ چنان که از تاریخ زندگی او و برخوردش با یاغیان و جبارانی که با او می‌جنگیدند یا او با ایشان جنگیده است نیز مبین آن است؛ و با صفات یادشده از ذوالقرنین در قران کریم مطابقت دارد. ذوالقرنین از طرف خداوند دارای توانایی‌ها و امکانات فراوانی،‌مانند عقل و تدبیر و فضایل اخلاقی و ثروت و شوکت ظاهری، بوده است.
از دیگر ویژگی‌های ذوالقرنین سفرهای او در مسیرهای چندگانه است که شرح آن در آیات قرآنی آمده است. کوروش نیز به غرب و شرق و شمال سفر کرد که شرح آن در تاریخ زندگانی‌اش آمده است و با سفرهای سه‌گانه‌ای که در قرآن برای ذوالقرنین ذکر شده منطبق است. نخستین لشکرکشی کوروش به کشور همسایه غربی، لیدی، بود که در شمال آسیای صغیر قرار داشت. در قرآن آمده است که ذوالقرنین در سفر غربی‌اش احساس کرد خورشید در چشمه گل آلودی فرو می‌رود؛ مشابه همان صحنه‌ای که کوروش به هنگام فرورفتن قرص آفتاب (در نظر بیننده) در خلیجک‌های ساحل لیدی مشاهده کرده است. لشکرکشی دوم کوروش به جانب شرق بود. از تاریخ زندگی کوروش درمی‌یابیم که این لشکرکشی چندی پس از فتح لیدی روی داد و کوروش طی آن به آرام سازی طغیان بعضی از قبایل وحشی بیابانی مستقر در شرق کشور پرداخت. شاید بتوان تعبیر قرآن طبق آیه زیر را در اشاره به سفرهای ذوالقرنین، با سفرهای جنگی کوروش به منتهای شرق برای مقابله با اقوام بیابان‌گرد و صحرانورد مطابقت داد که مشاهده کرد خورشید بر قومی طلوع می‌کند که در برابر تابش آن سایبانی ندارد. «حَتّی اِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلی قومٍ لَمْ نَجْعَلُ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً: تا گاهی که رسید به محل برآمدن خورشید یافتش برمی‌آید بر گروهی نگذرده‌ایم برای ایشان جز آن پوششی را» (کهف: 90)
در قرآن کریم از مکان سدی که ذوالقرنین ساخته یاد نشده است و فقط ویژگی اقلیمی آن بیان شده است. کنجکاوی علمی مسلمانان درباره تعیین اماکن تاریخی، که نشانه‌های آن در قرآن مجید آمده است،‌در منابع تاریخ ثبت و ضبط شده است. شرح جست‌وجو برای یافتن سد ذوالقرنین در روزگار واثق خلیفه عباسی در منابع متعدد آمده است. با بررسی متون تاریخ نگاران اسلامی، که درباره اقلیم و شهرها آمده است، می‌توان دریافت که مکان این سد در اوایل اقلیم پنجم و ششم بوده است.
می‌دانیم که کوروش، در لشکرکشی سوم خود به کوه‌های قفقاز، به تنگه‌ای میان دو کوه رسید و برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی، به درخواست مردمی که در آن منطقه بودند، در فاصله میان دو کوه سد محکمی بنا کرد. این تنگه امروزه تنگه داریال نامیده می‌شود که در نقشه‌های موجود میان ولادی میوکز و تفلیس نشان داده می‌شود. این دیوار همان سدی است که کوروش بنا کرده و با اوصافی که قرآن درباره سد ذوالقرنین بیان کرده کاملاً تطبیق می‌کند.
موضوع دیگر در انطباق کوروش و ذوالقرنین تناسب نام ذوالقرنین با کوروش است. کهن‌ترین اشاره به موضوع ذوالقرنین را باید در کتاب دانیال نبی، از متون عهد عتیق یهود، جست‌وجو کرد. آن‌جا که در رؤیای وی، لوقرائیم در هیئت قوچ ظاهر می‌شود. لوقرانائیم به زبان عبری همان ذوالقرنین عربی است. این واژه در تورات فقط یک مرتبه آمده است و آن هم در سفر دانیال (کتاب دانیال) است. درباره نام ذوالقرنین و تناسب آن با کوروش گفته‌اند: ذوالقرنین را از آن جهت ذوالقرنین، صاحب دو قرن (شاخ)، می‌نامند که دارای تاج یا کلاه خودی با دو شاخم بوده است. جالب این‌که در نقش برجسته هخامنشی دشت مرغاب، کوروش با تاجی بر سر تصویر شده که دو شاخ همانند شاخ‌های قوچ بر آن دیده می‌شود.»

[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ] [ 13:10 ] [ کاوه ]

شهردار تهران در مراسم رونمایی از اطلس خلیج فارس گفت : خلیج همیشگی فارس گهواره تمدنی است که از قدمت بالایی برخوردار بوده و اولین تمدن های بشری در این محدوده شکل گرفته اند . این اطلس برای روسای کشورهای عضو سازمان ملل متحد و همینطور سفرای این کشورها ارسال می شود.

با حضور قائم مقام دبیرکل سازمان ملل متحد و شهردار تهران ، از اطلس خلیج فارس رونمایی شد. این اطلس که با مشارکت سازمان ملل متحد تهیه شده است مشتمل بر اطلاعات جغرافیایی توسعه و زیست محیطی خلیج فارس است.

بر اساس این گزارش ، اطلس خلیج فارس که در ابتدای آن مقدمه قائم مقام دبیرکل سازمان ملل متحد آمده و توسط سازمان ملل هم منتشر شده است ، برای روسای جمهور ، سفرا و وزرای کشورهای مختلف جهان ارسال خواهد شد.
شهردار تهران در مراسم رونمایی از اطلس خلیج فارس گفت : خلیج همیشگی فارس گهواره تمدنی است که از قدمت بالایی برخوردار بوده و اولین تمدن های بشری در این محدوده شکل گرفته اند .
وی ادامه داد: اطلس خلیج فارس تکمیل شده و مسایل مختلف خلیج فارس در آن دیده شده است.
شهردار تهران افزود : این اطلس برای روسای کشورهای عضو سازمان ملل متحد و همینطور سفرای این کشورها ارسال می شود.
به گفته قالیباف، این اطلس با مشارکت جدی سازمان جهانی اسکان بشر و ارم سازمان ملل متحد منتشر می شود.
شهردار تهران با بیان اینکه کارهای مطالعاتی این اطلس توسط دانشگاه های معتبر انجام شده است، گفت: برای تهیه این اطلس 2 سال زمان صرف شد.
وی در ادامه به تهیه اطلس خاورمیانه اشاره کرد و گفت از ماه دسامبر تهیه این اطلس توسط ایران آغاز می‌شود.
در ادامه این مراسم رونمایی قائم مقام دبیرکل سازمان ملل متحد ضمن ارائه توضیحاتی در مورد روند تهیه این اطلس به همراه شهردار تهران از دست اندرکاران تولید اطلس خلیج فارس تقدیر کرد .
شایان ذکر است چندی پیش در برخی اخبار آمده بود یونسکو در بعضی انتشارات خود اقدام به حذف نام فارس از عنوان خلیج فارس کرده که با انتشار اطلس خلیج فارس از سوی سازمان ملل متحد عملا نام خلیج همیشگی فارس تثبیت شد.

[ دوشنبه سیزدهم شهریور 1391 ] [ 21:36 ] [ کاوه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بحرین نه ملک دزد و بیگانه بود بحرین ترا خانه و کاشانه بود
بر شیخ بگو که می ستانیم از او این ها که بگویم نه افسانه بود
........................
بحرین
استان چهاردهم کشورم ایران
بحرین ای خاک دور مانده از میهن میدانم
که به خاطر دورماندنت چقدر اندوهگینی...
سعی میکنم حس اسارتت را درک کنم...
بحرین مظلوم میدانم چه سخت است
تحمل اسارت مزدوران استعمار .....
بحرین... بازمیگردانیمت.
امکانات وب
.................

برادران بحريني